تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٥٢ - رهنمودهايى از آيات
حكمت وجود دارد كه همچون كليدى براى رسيدن به شخصيت فرد، و درمانى براى بيماريها و عقدههاى او محسوب مىشود، پس در آن هنگام كه داستان قارون را مىخوانيم، آنچه از آن بهره ما مىشود برابر يا بيشتر از آن چيزى است كه از آن تعليم مىگيريم، پس از آن بر اثر ثروت و ساز و كار آن در جامعه (قانون ثروت) آگاهى پيدا مىكنيم، و اين يك به تنهايى، در آن هنگام كه از آن براى اصلاح نفوس خودمان در مواجهه با زينت زندگى دنيا، با عبور كردن از ظواهر و رسيدن به مغز آن عبرت نگيريم، كافى نيست، و اين مطلب همراه با تفصيلهاى داستان تا رسيدن به هدف آن از طريق فهم آيه قرآن دستگير ما مىشود
«يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ* إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ- روزى كه از مال و فرزند سود عايد نمىشود* مگر اين كه آدمى با دلى درست (به نزد پروردگارش) برود».
و حديث شريف درباره دنيا مىگويد كه آن
/ ٣٧٧ «مىفريبد و زيان مىرساند و مىگذرد». [٣٥] بسيار كسانند كه دنيا آنان را فريب مىدهد، و آن را هدف و منتهاى آرزوهاى خويش مىشمارند، ولى چون آن را بيازمايند همچون مارى خواهندش يافت كه ظاهر نرم دارد و باطنش زهرى كشنده است، و بر سان آب دريا است كه هر چه تشنه از آن بيشتر بياشامد تشنگى بيشتر پيدا مىكند، و به همين گونه هر چه انسان براى دست يافتن به زينت دنيا تلاش بيشتر كند، و چنان پندارد كه به هدف خود رسيده است، فاصلهاش از آن بيشتر مىشود، و امام على (ع) مىگويد
«دو پرخورند كه هرگز سير نمىشوند: خواستار علم و خواستار دنيا». [٣٦] آنچه از اين داستان فايده برمىگيريم از اين قرار است
١- از ناحيه نفسى و روانى لازم است كه ثروت نتواند ما را بفريبد، و
[٣٥] - نهج البلاغة، كلمات قصار شماره ٤١٩.
[٣٦] - نهج البلاغة، كلمات قصار شماره ٢٢٨.