تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١٧ - شرح آيات
خواستار هدايت و يادآورى خدا نيستند، و همين امر دليل بر آن است كه فرستاده خدا و رسالتهاى او را تكذيب مىكنند.
«وَ لَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ- و ما گفتار را براى ايشان پيوسته امتداد داديم.» يعنى اسباب هدايت و راهنمايى را پيوسته و بدون بريدگى برقرار نگاه داشتيم، و در روايات است كه خداوند متعال صد و بيست و چهار هزار پيغمبر بر آفريدگانش مبعوث كرده است كه هر يك از ايشان اوصيا و خوانندگان به خداى فراوانى از ميان امت خويش داشتهاند و دارند.
«لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ- تا مگر به ياد آورند و متذكر شوند.» رسالتهاى الاهى نسبت به نفس بشرى چيز عجيب و غريبى نبوده، چه با عقل و فطرت انسان، كه خدا حقايق را در آنها به وديعه نهاده، تلاقى پيدا مىكرده است، و رسالت غالبا جز وسيلهاى براى برانگيختن آنچه در خاطر نهفته است نيست.
[٥٢] و كسانى كه به كتاب ايمان آوردند، و خود را به فرمانبردارى از خود خويگر ساختند، هيچ ناراحتى در تسليم شدن به رسالت تازه پيدا نمىكنند.
«الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ- كسانى كه پيش از آن به ايشان كتاب داده بوديم، به آن،»/ ٣٣٩ يعنى به قرآن حكيم.
«يُؤْمِنُونَ- ايمان مىآورند.» اين بدان سبب است كه جوهر اين كتاب را مطابق با رسالت پيش از آن مىيابند، و نيز موافق با عقل و فطرت، چه مؤمنان به رسالتهاى پيش از آن نيز براى هماهنگ كردن نفسهاى خودشان به حق تحمل زحمت كرده و با نادانى قلبها و شهوتها و هواهاى خود مقاومت ورزيده بودهاند و در پى آن در مقابل پروردگار خويش سر تسليم فرود آوردهاند، پس آنان از لحاظ نفسانى آماده براى تسليم به حق بودهاند.