تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٠ - رهنمودهايى از آيات
او بود كه پيوسته آن را با خود حمل مىكرد، و چه بسا كه ترس و هراس از فرعون كه هر آن ممكن بود گماشتگان او برسند نيز مايه آزار او بود، و هنگامى از اين رنج اخير رهايى يافت كه شعيب به او مژده خلاص شدن از قوم ستمگر را داد.
اما جنبه ديگر هجرت، رحمت خدا است كه شامل حال مجاهدان در راه او مىشود، و در اين آيههاى كريمه با گفتهاى درباره باز شدن درهاى رحمتى رو به رو مىشويم كه خدا در برابر پيامبرش موسى (ع) گشود، و/ ٢٩٨ يكى از آن دو زن بازگشت و موسى (ع) را به خانه خودشان دعوت كرد تا پدرش مزد آب دادن وى را به گوسفندانش بپردازد، و از آن پس پيوسته بركات پروردگار به او مىرسيد، به صورتى كه عنوان يكى از افراد اين خانه را پيدا كرد و از درد غربت در مدين رهايى يافت، و پس از آن كه جايى براى زندگى نداشت در خانهاى استقرار پيدا كرد، و در ميان سطرها درسهايى مهم و الاهى در پيرامون امور اخلاقى مهاجر رسالى بهره ما مىشود، و بار ديگر رحمت الاهى به صورتى ديگر و بزرگتر در آن هنگام متجلّى خواهد شد كه موسى مىخواهد به وطنش بازگردد و مشكلات از هر سو او را در ميان راه احاطه مىكند، و در حالى كه در تاريكى شديد و سرماى سخت همراه با همسر باردار خود در بيابانى عظيم بدون آن كه نشانهاى از راه داشته باشند، پيش مىرود، و در اين ميان دامهاى او تلف مىشود و نمىداند كه چه بايد بكند، و در اين هنگام ناگهان دست غيب به سوى او دراز مىشود، و اين نه براى آن است كه موسى را نجات دهد، بلكه براى نجات دادن همه بنى اسراييل است.
در ابتدا كه موسى روشنى آتش را از دور مشاهده كرد، در جان وى هيچ انديشهاى جز بهرهمند شدن از پارهاى آن براى گرم كردن خود و همسرش نداشت، و مىخواست وقتى كه به آن آتش مىرسد راه درست را از كسانى كه در پيرامون آنند بپرسد، ولى به محض آن كه به توده آتش رسيد، اين بانگ را شنيد كه: «فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً- كفشهايت را از پا بيرون آور كه تو در وادى مقدس طوى هستى» و در آن هنگام از همه پيوندها و وابستگيهاى مادّى بريد و همه غمها و دردهاى خويش را فراموش كرد، و با تمام عقل و عواطف متوجه به جانب پروردگار