تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥٧ - شرح آيات
٢- هنگامى كه خدا چيزى را به ما وعده مىدهد، واجب است كه به وعده او اطمينان حاصل كنيم، و او برتر از آن است كه خلف وعده كند، و چرا بايد او كه نيرومند و عزيز و حكيم است، و هيچ چيز او را از انجام وعدهاش عاجز نمىسازد، و هيچ كس راستگوتر از او نيست، به وعده خود وفا نكند؟! اگر مردمان بدانند كه وعده خدا حق است و خواهد رسيد، و آرزوى پيروزى را در جان خود احساس كنند، طاغيانى همچون فرعون نمىتوانند بر آنان مسلط شوند، ولى مشكل ما سستى اعتقادمان نسبت به خدا است، و ناگهان با كسى رو به رو مىشويم كه مىگويد: چه كارى از دست من برمىآيد، و در مقابل حكومت ايجاد كننده هراس و نظام جارى، از دست من يك نفر چه كارى برمىآيد؟ آرى ... خدا تو را تأييد مىكند و گامهايت را استوار مىسازد.
اعتماد كردن به يارى خدا، و توكل كردن بر او، سوخت لازم براى حركت است، و كسى كه فاقد آن باشد فاقد همه چيز خواهد بود.
وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ [١٤] موسى به همان گونه كه خدا وعده داده بود به نزد مادرش بازگشت، و در دامان او پرورده و بزرگ شد.
«وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ- و چون به سن رشد و بلوغ رسيد و نيرومند شد.» يعنى از ناحيه شرعى به تكامل عضوى خود رسيد.
«وَ اسْتَوى- و استوار شد.» و تكامل عقلى پيدا كرد.
/ ٢٧٥ «آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً- به او حكم و علم داديم.» به مقام پيامبرى رسيد، و هنوز رسول و فرستاده خدا نشده بود.
«وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ- و نيكوكاران را بدين گونه پاداش مىدهيم.» ميان خدا و موسى در آن هنگام كه حكم پيامبرى به او عطا كرد،