تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤١ - رهنمودهايى از آيات
قيام مىكنند و، در سراسر تاريخ، چاشنى انقلابهاى بر ضد سلطههاى جاهلى را به كار مىاندازند.
قرآن بدين گونه پاسخ مىدهد كه نخستين مسئول مبارزه پيشواى جاهليت است و نظامى كه/ ٢٥٨ آن را مجسم مىسازد، پس براى آن كه فرعون از سنت خدا خارج شد و به استكبار در زمين پرداخت تا به اشكال گوناگون در زمين سبب فساد و تباهى شد، و گروهى از مردم جامعه را به استضعاف كشاند و حقوق ايشان را پايمال كرد، مسئول عمده براى مبارزه و آثار آن خود او بوده است، نه حركت رسالى. چه امكان ندارد كه مردمان در برابر سلطه و نيرويى كه در سايه آن حقوق و آزاديهاى ايشان ربوده مىشود، و با ظلم و فساد خود تخم انقلاب را مىافشاند، ساكت و خاموش بمانند و آن گاه رساليان با ايجاد هراس و انگيختن شرّ عامل مبارزه و انقلاب شناخته شوند، و به همين جهت سوره با اشاره كردن به علت مبارزه كه خود فرعون است آغاز مىشود.
سپس سياق به بيان دو سنت در اين زندگى مىپردازد: يكى سنتى كه قضاى الاهى آن را مراعات مىكند، و ديگرى سنتى كه قدر خداوند سبحانه و تعالى آن را به جريان مىاندازد، چه قدر خدا در زندگى آن است كه سلطهاى كه به اسباب نيرو متمسك مىشود، و به دوام بخشيدن به ماديت كه ايجاد هراس است و فريب دادن و گمراه كردن، باقى و مستمر مىماند، ولى بالاتر از اين سنت قانون و سنت ديگرى وجود دارد كه همان قضاى الاهى است، چه عدالت الاهى از آن ابا دارد كه سلطه جبّارانه متكى بر اين سه عامل استمرار پيدا كند، و خداوند عزيز و رحيم كه همه چيز را به حق به جريان مىاندازد، و هر چيز را براى حكمت و هدفى آفريده است، اجازه دوام يافتن آن را نمىدهد. آيا ممكن است خدايى كه مردمان همگى حكم عائله او را دارند، روا دارد كه اين عائله در زير گامهاى جباران پايمال شوند؟! هرگز ...
ارادهاى از درجه بالا وجود دارد كه قرآن حكيم در اين سوره از آن به شكلى آشكار چنين سخن گفته است: «وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ