تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣٤ - زمينه كلى
آن را به گردش درمىآورد، دست غيب است، پس بر ما است كه به آن اطمينان پيدا نكنيم، و بر دعوت كنندگان به حق لازم است كه از صاحبان قوت و ثروت از اهل دنيا هراسى به دل راه ندهند.
/ ٢٥٠ براى آن كه سياق ما را به اين حقيقت راهنمايى كند، به تفصيل درباره مسائل گوناگونى به بحث مىپردازد كه سرانجام با اين حقيقت تلاقى پيدا مىكند.
الف: سياق به تفصيل بيان مىكند كه چگونه دست غيب به يارى اصحاب رسالت برمىخيزد، و چگونه الطاف پنهانى پروردگار مقتدرمان حوادث را چنان به گردش درمىآورد تا به هدف مقدر شده منتهى شود.
فرعون در زمين به گردنكشى برخاست، و گروهى از مردمان را بيچاره و مستضعف ساخت. اين ظاهر زندگى دنيا است، اما حقيقت آن اراده خدا بر صاحب ميراث شدن مستضعفان است و صاحب مكانتى در زمين شدن آنان، و اين كه فرعون و هامان و سپاهيان ايشان چيزى را بچشند كه از آن بر حذر نبودند، و اين چشاندن به دست مستضعفان صورت پذير شود.
ببينيم كه اين اراده و خواست بلند چگونه صورت تحقق پيدا كرده است.
فرعون پسران بنى اسراييل را مىكشت، ولى خداوند به مادر موسى فرمان داد كه نوزاد خود موسى را در صندوقى نهد و صندوق را بر رود نيل اندازد.
گماشتگان فرعون صندوق را يافتند و در صدد قتل موسى برآمدند، ولى دست غيب او را تنها نگذاشت. چه به همسر فرعون الهام كرد كه شوهرش را از اين كار باز دارد تا چنان شود كه دشمن و مايه غم و اندوه وى در خانه او بزرگ شود و به رشد برسد.
نزديك بود كه مادر موسى از ترسى كه به خاطر فرزندش داشت سرّ خود را فاش كند، ولى خدا به قلب او استحكام و قوت بخشيد.
سپس در صدد يافتن كسى برآمدند كه موسى را شير دهد و از بنى اسراييل نباشد، ولى خدا همه دايهها را بر او حرام كرده بود چنان شد كه او را سرانجام براى شير دادن به مادرش سپردند تا مايه روشنى چشمش باشد و اندوهگين نماند.