تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠٨ - رهنمودهايى از آيات
مىشماريم، و در عين حال بايد بدان جهت از او در هراس باشيم كه در عقاب كردن و انتقام كشيدن سخت است و ممكن است از او به ما عذابى بزرگ برسد.
از طبيعت انسان دور نگاه داشتن حقايق بزرگ از ذهن خويش است، پس به همان گونه كه نمىتواند مدت درازى حواس خويش را متوجه قرص خورشيد سازد و به آن نگاه كند، به همان گونه هم مركزيت بخشيدن به فكر و عقل خود درباره حقايق بزرگ همچون انديشيدن به خدا و مرگ يا قيامت، براى مدتى قابل توجه امكانپذير نمىشود، و هنگامى كه شخص در مجالس ذكر مىنشيند و به اين حقايق گوش فرا مىدهد، يا كتابى مىخواند كه درباره اين مطالب بحث مىكند، قلب او خاشع مىشود و به ياد قيامت مىافتد، ولى مدتى دراز بر اين حال باقى نمىماند و بار ديگر به غفلت بازمىگردد، و بدين گونه آدمى با خود در حال جدال است و گاه از حقيقت تذكر و پند مىگيرد و گاه از آن دورى مىگزيند، و به همين جهت جايگاه گزاردن نماز محراب يعنى محل حرب و رزمگاه خوانده شده است، چه در آن شخص به حالت نبرد باطنى با هواها و شيطان درمىآيد، و در پيشرفت خود به سوى شناخت خدا همچون هواپيمايى است كه در آسمان مشغول پرواز است، و به محض آن كه محركهاى آن از كار بيفتد فرود مىآيد و بسا هست كه خرد مىشود و از هم مىپاشد، و بدين گونه است كه آدمى در آن هنگام كه از خدا و حق غافل مىشود، در منجلاب رذيلت و بدبختى سقوط مىكند.
آخرت، از آن لحاظ كه اكنون وجود ندارد و در آينده خواهد آمد، و نيز بدان سبب كه مرحله ديگرى از زندگى انسان است، علم آن با ديواره آن اصطكاك پيدا مىكند، و به همان گونه كه آب پشت سد چنين حالتى را دارد و در آن جا جمع مىشود، علم بشر نيز در پشت اين ديوار گرد مىآيد و علمهاى مختلف به يكديگر مىرسد، و چون در برابر آن سد و مانعى از شك و انكار و كفر به سراى ديگر وجود دارد، علم او در حدود شناخت دنيا متوقف مىماند، اما علم مؤمن از دنيا به آخرت نفوذ مىكند، و شايد ما بتوانيم سدهاى در مقابل دست يافتن به حقايق را از راه تدبر در قسمتهاى پايانى آيات فهم كنيم؛ خداوند متعال در آيه (٦٠) مىگويد بَلْ