تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٢ - شرح آيات
پروردگار من است كه مرا مىآزمايد كه سپاسگزار مىشوم يا ناسپاسى مىكنم.» پس چون سليمان عرش بلقيس را در برابر خود ديد، گفت: حاضر كردن اين تخت به نيروى مادى يا زمينى صورت نگرفته، رسيدن نعمت خدا به آدمى دليل بر سلامتى نيست او نيست، بلكه وسيلهاى براى آزمايش است، پس تندرستى و ثروت و امنيت همه نعمتهايى براى ابتلا و آزمايش است و خبر گرفتن از اراده، پس آدمى نبايد به آنها فريفته شود، بلكه بايد شكر نعمت را به جاى آورد.
«وَ مَنْ شَكَرَ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ- پس هر كس كه سپاس گزارد به سود خود چنين كرده است.» فايده سپاسگزارى به خود او باز مىگردد.
«وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ- و هر كس ناسپاسى كند، (بايد بداند) كه پروردگار من بى نياز و كريم است.»/ ١٩٥ پس اگر همه مردم جهان نسبت به خدا كافر و ناسپاس شوند، از كفر ايشان هيچ زيانى به او نمىرسد، و باز هم رحمت او شامل حال همگان خواهد بود، و پيوسته به كافران لطف و مرحمت مىكند و پس از فرصتى فرصت ديگر به ايشان مىدهد، بدان سبب كه رحمت او همه چيز را فرا مىگيرد.
[٤١] «قالَ نَكِّرُوا لَها عَرْشَها نَنْظُرْ أَ تَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لا يَهْتَدُونَ- (سليمان) گفت كه: تخت او (بلقيس) را چنان كنيد كه براى او ناشناخته جلوهگر شود تا ببينيم كه آيا به آن راه مىبرد يا از كسانى است كه راه نمىبرند.» يعنى شكل و ظاهر عرش او را چنان تغيير دهيد كه به صورتى ديگر درآيد تا از اين راه عقل او را بيازماييم و بر طبيعت او واقف شويم، و او را به حق و رسالت هدايت كنيم.
[٤٢] «فَلَمَّا جاءَتْ قِيلَ أَ هكَذا عَرْشُكِ قالَتْ كَأَنَّهُ هُوَ وَ أُوتِينَا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِها وَ كُنَّا مُسْلِمِينَ- پس چون (بلقيس) آمد، به او گفتند كه: آيا تخت تو همين است؟ و او گفت: چنان مىنمايد كه همان باشد، و پيش از اين به ما علم