تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٧ - شرح آيات
شرح آيات
[١٨] «حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ- تا به دره مورچگان رسيدند، و مورچهاى گفت: اى گروه مورچگان! به خانههاى خود درآييد تا سليمان و سپاهيانش نادانسته شما را لگدمال نكنند.» مورچه نگفت كه سليمان و سپاهيانش اساسا احساس ندارند، بلكه گفت كه توجه و اهتمام ايشان به چيزهاى ديگر آنان را چنان كرده است كه نمىدانند كه زير پاى ايشان چيزهايى است، و اين اشارهاى به انسان مقتدر است كه مورچه را از ياد نبرد بلكه درباره آن توجه و اهتمام داشته باشد، بدان جهت كه داراى روح و شعور است.
و فرمانرواى دادگر حتّى نسبت به مورچه هم حساب خود را دارد، و بهتر آن است كه در اين باره به سخن امام على (ع) كه در زمان خود بر يك امپراطورى بزرگ فرمانروايى داشت گوش فرا داريم
«به خداى سوگند كه اگر هفت اقليم را با همه آنچه در زير فلكهاى آنها است به من ببخشند تا در مقابل آن مورچهاى را از دست يافتن به يك دانه جو باز دارم، هرگز چنين نخواهم كرد، چه دنياى شما در نزد من خوارتر از برگى است كه ملخى در حال جويدن و فرو بردن آن به درون خويش است. على را با نعمتى كه نابود مىشود و لذتى كه دوام نمىكند چه كار؟!». [٥] اما طاغوتان ملتهايى را به تمامى ناديده مىگيرند و درباره آنها به تجاهل مىپردازند، چنان كه امريكا در انديشه آن است كه در افغانستان بر روسيه فشار وارد آورد، در صورتى كه اين يك در لهستان آن يك را در زير فشار قرار مىدهد، و در هر دو سرزمين/ ١٧٠ ملتهاى مستضعفى زندگى مىكنند، ولى براى امريكا و شوروى تنها
[٥] - نهج البلاغة، خطبه ٢٢٤.