تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤٦ - رهنمودهايى از آيات
پرورش عاملى است كه وظيفه آن پروردن و پاكيزه كردن اين صفات است، و بدين گونه است كه امكان علم به علم مبدل مىشود، و امكان تعقل به عقل، و امكان تندرستى به تندرستى و، بنا بر تعبير فلسفى، چيزى از قوه به فعل درمىآيد، و اين نيازمند برنامهاى تكامل يافته است كه همان رسالتهاى الاهى است كه منبع تواناييهاى آدمى را منفجر مىكند و به رشد دادن و توجيه آنها مىپردازد، و به همين سبب است كه كلمه بركت در قرآن فراوان آمده است، چنان كه: قرآن بركت است، و رسول بركت، و خانه خدا مبارك، و همچنين.
/ ١٥٨ نخستين چيزى كه موسى (ع) از وحى دريافت، اشاره به بركت بود أَنْ بُورِكَ مَنْ فِي النَّارِ وَ مَنْ حَوْلَها و شايد مقصود از آن كه در آتش بود خداوند تبارك و تعالى، و مقصود از آن كه در پيرامون آن بود موسى (ع) بوده باشد.
اما مبدأ بركت در زندگى انسان ايمان آوردن به خداوند سبحانه و تعالى است، و لذا نداى ديگرى پس از ذكر بركت مىآيد- كه در آن تعبيرى از توحيد است- چه خدا منشأ هر خير در عالم طبيعت است، و ايمان آوردن به خدا منشأ هر خير در عالم تشريع.
قرآن، پس از اشاره كردن سياق به آياتى كه بر دست موسى (ع) تجلى پيدا كرد، به داستان سليمان (ع) مىپردازد كه علم و پادشاهى را از داوود به ميراث برد و پادشاهى پيامبر شد، تا انديشه مهمى را براى ما بيان كند، و آن اين است كه
ملتزم بودن به رسالت به معنى تحمل كردن دشواريها نيست، چه بالطبع صاحبان آن را به پيروزى و فرمانروايى مىرساند.
و قرآن حكيم غالبا احكام و انديشهها را به ميانجيگرى مثالهاى تاريخى و داستانها براى ما بيان مىكند، چنان كه با داستان يعقوب و فرزندش يوسف (ع) در ما عاطفه پدرى را بر مىانگيزد، و از طريق داستان ابراهيم و فرزندش اسماعيل (ع)- در آن هنگام كه انديشه قربانى كردن او را داشت- چالش انسان را در مقابل اين عاطفه براى ما بيان مىكند، و اما از داستان سليمان (ع) بر ما معلوم مىسازد كه جمع كردن دنيا با آخرت در يك تراز امكانپذير است، و شخص رسالى اين امكان