تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٩ - شرح آيات
عشيرهاش بود، به همان گونه كه ابراهيم (ع) در رسالت خداى خود نخست به دعوت پدرش به دين حق پرداخت. بهتر است كه به دو حديث در اين باره گوش فرا دهيم
از امير مؤمنان على (ع) روايت شده است كه گفت
/ ١٢٩ «چون آيه وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ نازل شد، رسول اللَّه (ص) فرزندان عبد المطلب را- كه در آن هنگام چهل مرد يا يكى كمتر يا بيشتر بودند- دعوت كرد و به ايشان گفت كه: كدام يك از شما مىخواهد برادر من و وارثم و وزيرم و وصيم و جانشينم در ميان شما پس از خودم باشد؟ و اين را از يك يك آنان پرسيد و همه از آن امتناع كردند، تا اين كه به من رسيد، پس من گفتم: من، اى رسول خدا، پس او گفت: اى فرزندان عبد المطلب! اين وارث من است و وزيرم و جانشينم در شما پس از خودم، پس همه قوم برخاستند و بعضى به بعضى ديگر نگاه مىكردند و مىخنديدند، و به ابو طالب مىگفتند: به تو فرمان داد كه به حرف اين پسر بچه گوش كنى و فرمان او برى». [٣٧] در روايتى ديگر چنين آمده است
«چون اين آيه وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ نازل شد، رسول اللَّه (ص) از برجستگى كوهى صفا بالا رفت و مردمان را دعوت كرد، پس افراد طايفه قريش بر او گرد آمدند و گفتند: تو را چه مىشود؟! و او گفت: اگر به شما خبر دهم كه بامداد يا شامگاه دشمنى بر شما حمله خواهد كرد، آيا سخن مرا باور مىكنيد؟
گفتند: آرى. آن گاه گفت: پس بدانيد كه من شما را از عذابى سخت بيم مىدهم، و أبو لهب گفت: مرگ بر تو (تبّا لك)، آيا ما را براى همين به اين جا خواندى، و از جانب خدا اين آيه نازل شد: «تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَ- بريده باد دستهاى ابو لهب و بريده باد». [٣٨] از اين آيه چنان الهام مىگيريم كه عامل رسالت الاهى براى رساندن
[٣٧] - علل الشرائع، شيخ صدوق، ص ١٧٠.
[٣٨] - تفسير مجمع البيان، ج ٧، ص ٢٠٤.