فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٢١ - تقرير استدلالقائلين به جواز اعاده معدوم
آنست كه در اينفرض بايد معدوم اساسا در زمان اوّل يافت نمىشد.
و يا بخاطر امر عارضى است كه از آن مفارقت دارد حال كه عارض
زوال پيدا نمود امتناع نيز بايد زائل شده باشد.
جواب از استدلال
مذكور
تقرير جواب از اين استدلال آنستكه:
امتناع بخاطر امرى است كه لازمه ماهيّت نبوده بلكه لازمه ماهيّت معاد
يا بعبارت ديگر ماهيّت موجود بعد از عدم مىباشد.
شرح فارسى:
توضيح
قائلين بجواز اعاده معدوم گفتهاند اگر اعاده معدوم ممتنع باشد اين
امتناع از دو جهت ممكن است باشد:
يا بخاطر ماهيّت معدوم و لوازم آنست و يا بجهت عارض مفارق آن
ماهيّت است.
مانع امر اوّل نمىتواند باشد زيرا در اين صورت لازمهاش اينستكه ابتداء
نيز نبايد ماهيّت موجود مىشد زيرا فرض اينستكه مانع از اعاده عدم ماهيّت است
و بديهى است اين مانع نسبت به وجود ابتدائى نيز مىباشد چنانچه جهت دوّم نيز
نمىتواند مانع شود زيرا عرض مفارق بعد از معدوم شدن ماهيّت زائل شد پس مانع
نيز زائل مىگردد فلذا اعاده ماهيّت معدومه بلا مانع مىشود.
جواب
مانع از اعاده امر سوّمى است و آن اينستكه بگوئيم امتناع مستند است
بامريكه لازمه ماهيّت معاد است بعد از عدم يعنى ماهيّت معاد بعد از عدم داراى