فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٤ - تأويل مذهب متكلمين
و كيفيّت ارجاع آنستكه مىگوئيم:
آنچه متكلّمين در مفهوم گفتهاند بر حقيت وجود تنزيل مىگردد يعنى
مىگوئيم:
اينكه متكلّمين اظهار داشتهاند وجود مفهوم واحد است مقصودشان
آنستكه وجود حقيقت واحدهاى مىباشد چنانچه عينا در مذهبى كه به اذواق
فصول الحكمة، شرح فارسى بر منظومه (مبحث الهيات) ؛ ج١ ؛ ص٢٤٤
ألّهين نقل شد اينمعنى وجود دارد.
و مرادشان از « حصص وجود» تجلّياتى است كه مستلزم تكثّر در متجلّى
نبوده مگر صرفا نسبت و اضافات را تكثّر ببخشد چنانچه خود گفتهاند:
در مفهوم وجود تكثّرى نيست مگر آنكه اضافه آن به يكيك ماهيّت
موجب عروض تكثّر باشد.
و همانطورى كه حصّه همان مفهوم واحد است منتهى با اين قيد كه
بخصوصيّات و افراد اضافه و نسبت دارد بطوريكه بعنوان موجودات مضاف ملاحظه
مىشود نه آنكه در عالم لحاظ مستقلّ باشد چه آنكه وقتى مستقلّ در نظر گرفته
شود طرف اضافه قرار مىگيرد و اين خلاف فرض است.
عينا معنون اين مفهوم حصّه حقيقيّهاى است كه نفس حقيقت وجود
است منتهى با اين قيد كه واجد اضافه اشراقيّه و ربط محض به حقيقت وجود
يعنى واجب تبارك و تعالى دارد بطورى كه در وقت لحاظ از حقيقت وجود خالى
و جدا نمىباشد.
شرح فارسى:
توضيح
قول دوّم
قول دوّم، قول متكلّمين است كه وجود را مفهوم اعبتارى دانسته و
بحصص قائل شدهاند و شرح آن قبلا گذشت و گفته شد كه اين كلام اگر
ظاهرش مراد باشد باطل و فاسد است، لذا مصنّف براى اينكه آنرا از اين بطلان و