فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٣٢ - رأى جمهور متكلمين
شرح عربى: كانّ من، مذهب منسوب على زعم المحقّق الدّوانى الى، ذوق التألّه، اى
التّوغّل فى العلم الالهى فالتّاء للمبالغة كما فى التّطبّب اذ زيادة المبانى
تدلّ على زيادة المعانى.
اقتنص، و اخذ، من قال، من المتكلّمين، ما، نافية، كان له، اى للوجود
افراد حقيقيّة متخالفة بالذّات او بالمراتب الكماليّة و النّقضيّة، سوى
الحصص، الّتى هى مفهوم الوجود المطلق المتفاوت عندهم بمجرّد
عارض الاضافة الى ماهيّة ماهيّة فالوجود عندهم اعتبارىّ.
ترجمه:
رأى جمهور متكلّمين
گويا مطابق گمان محقّق دوانى از مذهب و مسلكى كه به ذوق تألّه
منسوب است متكلّمين مشرب و مرام خود را اخذ كرده و گفتهاند:
براى وجود افراد حقيقيّهاى كه ذاتا يا بملاحظه مراتب كماليّه و نقصيّه
با هم تخالف داشته باشند وجود نداشته فقط براى آن حصص يعنى مفهوم وجود
مطلق ثابت است كه بعقده ايشان تفاوت اين حصص بواسطه نسبت دادن آنها به
يكيك از ماهيّات مىباشد پس وجود از نظر ايشان معناى اعتبار است.
شرح فارسى:
توضيح
متكلّمين معتقدند باينكه وجود اعتبارى است و ماهيّت اصيل و در
اينمقام گفتهاند:
وجود نه افراد حقيقيّه دارد طبق گفته حكماء مشّاء و نه از حقائق
ذو مراتب است، چنانچه اشراقيّين مىگويند بلكه وجود يك مفهوم اعتباريست
كه بماهيّات مختلف اضافه مىشود و ببركت اين اضافه حصصى از آن انتزاع
مىشود كه وجودات اشياء عبارت از همان است مثل بياض هذا الثّلج يا ذاك
الثّلج و يا ذلك الثّلج و تمام اين وجودات در لوازم با هم متّفق مىباشند.
و اين عقديه را محقّق دوانى بذوق متألّه نسبت داده يعنى آنرا از تراوش