فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٢٧ - فصل اشكال در معدوم مطلق و جواب از آن
لازم بتذكّر است كه اضافه « نفى » به « مطلق » يا « عدم » به « بحت » از
قبيل اضافه موصوف به صفت بوده و قول ما كه در متن گفتيم « بلا اخبار» صله است
براى « ان يخبرا».
و بهر تقدير مقصود اينستكه:
عقل چنين اقتدارى دارد كه از نفى مطلق بوسيله « لاء نفى جنس» اخبار
نمايد در حاليكه معدوم مطلق قابل اينكه از آن خبر دهند نيست و همچنين عقل
ميتواند از شريك البارى به امتناع خبر داده و بگويد:
شريك البارى ممتنع است با اينكه اخبار از چيزى موقوف بر تصوّر آن
مىباشد لا جرم در اخبار از شريك البارى عقل آنرا تصوّر مىكند و هرچه در عقل يا
وهم تصوّر شود از موجودات بوده و در نتيجه بر آن حكم بامكان بايد شود نه امتناع.
شرح فارسى:
توضيح
مرحوم مصنّف در اين فصل بصدد اينستكه توّهم و شبههايكه راجع بمعدوم
مطلق براى بعضى شده يا ممكن است بشود دفع كنند و آن اينست:
معدوم صرف و محض نيستى است پس نبايد قابل تصوّر و اخبار باشد و
حال آنكه كلّيّه اعدام بر خلاف اينمعنا هستند و در شرح اين مدّعا و تقرير اشكال
چنين ميفرمايد:
نفس ناطقه انسانى كه مراد همان عقل است بلحاظ اينكه خلقتش از عالم
غيب و معنا است و اين عالم نسبت بعالم شهود از نظر احاطه همچون كلّى است
نسبت بجزئى لهذا خداوند تبارك و تعالى قدرتى براى آن قرار داده كه توسّط آن
مىتواند حتّى عدم خود را نيز تصوّر بنمايد و در اين هنگام هم عدم بر آن صادق است
و هم وجود چه آنكه باعتبار تصوّر عدم، اتّصافش بعدم صحيح است و بلحاظ اينكه
متصوّر و فاعل شيىء بايد موجود باشد اتّصافش بوجود قابل قبول است و اين موجب
اجتماع نقيضين در شيىء واحد است.
چنانچه وقتى عدم اشياء ديگر را تصوّر نمود آنها نيز هم بوجود و هم بعدم