فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٩١ - جواب ششم و مقاله محقق دوانى
كلامش اينست:
علم حقيقتا و در واقع با معلوم بالذّات متّحد است يعنى معلوم بالذّات اگر
جوهر باشد علم نيز جوهر است و اگر از مقوله كم باشد علم نيز چنين است و اگر
از مقوله كيف باشد علم هم از همين مقوله است و همچنين مقولات ديگر و اينكه
اهل فنّ بعلم اطلاق كيف نفسانى كرده و آنرا از اينمقوله شمردهان مسامحه و
مجازا است يعنى ديدهاند كه علم (صور ذهنيّه) با كيفيّات خارجيّه شباهت دارد
لذا اين اسم را بالعنايه بآن اطاق كردهاند نه اينكه در حقيقت علم از مقوله كيف
باشد بنابراين اشكال اندراج شيئ واحد در تحت دو مقوله باين بيان دفع مىگردد.
و امّا وجه شباهت صور ذهنيّه بكفيّات خارجيّه اينستكه مقوله كيف
آنستكه ذاتا نه قبول قسمت كند و نه نسبت بلكه اعراض كيفيّه در موضوعات
منغمرند بنحويكه قابل تجزيه و تقسيم نيستند و چون صور ذهنيّه نيز در موطن و
وعاء ذهن يك وجود داشته و قابل انقسام و تجزيه نيستند چنانچه قابل نسبت و
تبدّل نيز نمىباشند بلكه موجودات ذهنى همچون اعراض خارجى منغمر در ذات
و حقيقت نفس مىباشند باين لحاظ اطلاق كيف بر آنها شده است.
قوله: فان كان جوهرا فجوهر: يعنى فان كان المعلوم بالذّات جوهرا فالعمل
جوهر.
شرح عربى: و امّا جوهريّة شيئ واحد و عرضيّته فليس فيه عنده اشكال لانّ العرض
كما مرّ من العروض و هو الحلول و هو نحو من الوجود و الوجود ليس ذاتيّا
للماهيّة فمفهوم العرض يصدق على المقولات العرضيّة و على الجوهر
الذّهنى صدق العرض العامّ على المعروض و لا منافاة بين كون الشّيئ
جوهرا ذهنيّا بمعنى انّه ماهيّة حقّ وجودها فى الاعيان ان لا يكون فى
الموضوع و بين كونه عرضا خارجيّا لا فى مقام ذاته.
ترجمه: و امّا اشكال جوهر و عرض بودن شيئ واحد نزد محقّق دوانى اشكال
محسوب نمىشود زيرا عرض همانطوريكه گذشت از « عروض » مشتقّ بوده و