فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٥٧ - اشاره مرحوم مصنف به ادله وجود ذهنى
گستردهاى مىباشد و چون اين نحو از وجود در خارج نبوده بدليل آنكه در خارج
بايد متكثّر و مختلط باشد كه آنهم خلاف فرض است لا جرم در مكانى پس عالى
و صقعى شامخ كه ذهن باشد تحقّق دارد.
شرح فارسى:
توضيح
حاصل اين دليل آنست كه صرف الحقيقه و مجرّد ماهيّت با قطع نظر از
عوارض شخصيّه و طوارى فرديّه وعائش ذهن است مثلا حقيقت بياض بما هو
بياض با عدم لحاظ موضوعات آن از قبيل برف، عاج، پنبه، كاغذ و نظائر اينها و
با قطع نظر از لواحق موضوع همچون: زمان- مكان- جهت- وضع و امثال آن
شيئ واحدى است كه داراى عرض عريض و معناى وسيعى است كه باعتبار آن
قابل انطباق بر افراد كثيرى مىباشد و بديهى است اين سنخ حقائق در خارج
نبوده و ظرف آنها تنها صقع شامخ عاقله است.
قوله: فانّه اذا اسقط عنه الموضوعات: ضمير در « فانّه » و « عنه » به بياض خود
مىكند.
قوله: ممّا لحقه بالذّات او بالعرض: طوارى ماهيّت كه بالذّات بر آن طارى
مىشوند مانند زمان زيرا ماهيّت موجود زمانى است پس قهرا عروض زمان ذاتى
آنست.
و عوارض بالعرض نظير كيف و مقدار و وضع و جهت و مكان كه بواسطه
جسم بودنش معروض اين عوارض واقع مىشود و جسميّت از حاقّ ذات آن نيست
بلكه لازمه افراد و مصاديق خارجى است.
قوله: اذ لا ميز فى صرف الشّيئ: زيرا صرف الشّيئ و نفس الماهيّت چون
متكثّر و متعدّد نيست و امتياز و تشخّص در موجودات متكثّره مىباشد لا جرم در آن
ميزى وجود ندارد مگر آنكه آنرا با غرائب و عوارض منضمّ نمائيم كه در اينصورت
چون رنگ تعدّد و تكثّر بخود مىگيرد البتّه بين متكثّرات مىبايد عوارض شخصيّه
وجود داشته تا ببركت آن از يكديگر ممتاز شوند.