فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤١٤ - ادله استحاله اعاده معدوم
شرح عربى: احدهما انّه حين اعادة ذات شخصيّة يلزم ان يعاد جميع ما يتوقّف عليه
من علّة و شرط و معدّ و غيرها و علّة العلّة و شرط الشّرط و معدّ المعدّ و
هكذا حتّى يعود الاستعدادات بجملتها و الادوار الفكليّة و الاوضاع
الكوكبيّة برمّتّها بل جملة ما سبقت فى السّلسلة الطّوليّة و العرضيّة و اللّازم
باطل بالضّرورة.
ترجمه: يكى از آندو وجه آنستكه:
در وقت اعاده دادن ذات مشخّصى لازم مىآيد كه امورى كه ذات
مزبور بر آنها توقّف دارد از قبيل علّت، شرط، معدّ و غير اينها و نيز علّت علّت و
شرط شرط و معدّ معدّ و همچنين ساير امور ديگر عود كنند حتّى تمام استعدادات و
ادوار فلكيّه و اوضاع كوكبيّه كلّا برگردند بلكه تمام اشيائيكه در سلسله طوليّه و
عرضيّه قرار دارند الزاما بر مىگردند و اين لازم بطلانش ضرورى و بديهى است.
شرح فارسى:
توضيح
وجه اوّل
چون فرض كلام اعاده عين شخص معدوم است لذا لازمهاش اين استكه
در اعاده شخص معدوم تمام مقدّمات آن از قبيل:
علّت، شرط، معدّ، مقتضى، رفع مانع، علّت علّت، شرط شرط، معدّ معدّ
بلكه تمام استعدادات و مقدّمات اعدادى بلكه عين زمان معدوم كه ببركت
حركات افلاك حادث شده بود و نيز تمام اوضاع و حالاتى كه براى نجوم و
كواكب بوده است از قبيل:
خسوف، كسوف، قران، تسديس، تربيع، تثليث و امثال اينها عينا بايد
برگردد چنانچه تمام موجوداتى كه با معدوم معاد در زمان اوّل همراه و مقارن بودند
يا احيانا در طول آن بود عينا به حالت قبل بايد رجوع كنند و اين امور غير ممكن
و محال است پس ملزومش كه اعاده عين معدوم باشد نيز ممكن نيست.