فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٠ - اصل بودن وجود
هر موجود ممكنى زوج و مركّب است از دو چيز:
اوّل: ماهيّت.
دوّم: وجود.
ماهيّت بر دو قسم است:
١- ماهيّت بمعناى اخصّ كه در مقابل وجود قرار دارد و اين همان است
كه در جواب سؤال به « ما هو» آورده مىشود مانند:
الانسان ما هو؟ جواب: حيوان ناطق مىباشد.
پس حيوان ناطق ماهيّت بمعناى اخصّ مىباشد.
٢- ماهيّت بمعناى اعمّ و از آن تعبير مىكنند به « ما به الشّيئ هو هو»
يعنى چيزى است كه شيئيّت اشياء بآنست.
البتّه باين معنى شامل وجود و ماهيّت بمعناى اخصّ هر دو مىشود.
و نوعا ماهيّتى كه در علم حكمت مورد سخن و كلام است همان ماهيّت
بمعناى اوّل است بآن كلّى طبيعى نيز مىگويند.
قوله: و لم يقل احد من الحكماء: در اصالت وجود يا ماهيّت ثبوتا سه احتمال
است:
اوّل: آنكه هر دو اصيل باشند يعنى آنكه هر دو در عرض هم متعلّق جعل
واقع شدهاند البتّه از حكماء معروف كسى اين احتمال را اثبات نكرده است زيرا
توالى فاسدهاى دارد كه به پارهاى از آنها اشاره مىكنيم:
١- آنكه لازم مىآيد هر شيئ واحدى در عين وحدت دو شيئ متباين
( وجود و نور، ماهيّت و ظلمت) باشد و فساد آن اظهر من الشّمس و ابين من
الامس است.
٢- لام مىآيد كه صادر اوّل مركّب بادش از ماهيّت و وجود و چون
صادر اوّل معلول باريتعالى است و بملاحظه لزوم سنخيّت بين علّت و معلول اين
لازم فاسد است چون علّت (باريتعالى) مركّب نيست، پس معلولش هم بايد چنين
باشد البتّه اين وجه تام نيست بجهت آنكه: