فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤١ - ادله مصنف(ره) بر اشتراك وجود
١- از نظر عدّه و تعداد نظير نفوس ناطقه بعقيده حكماء.
٢- از جهت مادّه همچون وجودات نوريّه مفارق از مادّه چون عقول.
٣- از حيث كيف و شدّت مانند وجود باريتعالى.
و در بعضى از مصاديق فوق غير متناهى است از حيث عدّه و مدّه همچون
وجود اقدس حقتعالى كه فوقيّتش قابل انتهاء نيست و در بعضى از افراد منحصر و
از جهات سهگانه محدود مىباشد ولى در عين محدود بودن و انحصار بمنزله سايه
و شبه مىباشد نه اصل و حقيقت و باين تقرير اشتراك مبرهن و مدلّل مىگردد.
و ظاهرا وجهى بنظر نمىرسد كه مجوّز طفره رفتن و فرار نمودن از اين
اصل باشد.
قوله: انّه موجود: ضمير در « انّه » به حقتعالى راجع است.
قوله: و فهمنا منه ذلك المفهوم الخ: ضمير در « منه » به انّه موجود راجع است.
قوله: و انكان بعض مصاديقه الخ: مقصود وجود حقتعالى است.
قوله: بما لا يتناهى عدّة: مقصود از وجود لا يتناهى وجودات نوريّهاى است
كه از مادّه مجرّد مىباشند همچون عقول.
و مراد از لا نهايت عدّى آنستكه عدّه فعليّات او بىنهايت باشد.
قوله: مدّة: منظور از لا نهايت مدّى آنستكه وجود مسبوق به زمان و مدّت
نبوده بلكه فوق زمان و ظرف باشد.
قوله: و شدّة: مراد از لا نهايت شدّى آنستكه وجود محدود بحدّى نباشد.
قوله: و غيره كان محدودا: ضمير در « غيره » به « بعض مصاديقه» راجع
است.
قوله: و هؤلاء يفرّون منه: ضمير در « منه » به اشتراك معنوى راجع است.
قوله: و من لوازمه: يعنى لوازم اشتراك معنوى همچون تشكيك در مراتب.
قوله: فرار المزكوم: مزكوم شخص مبتلا به زكام را گويند.
شرح عربى: و ان لم نحمل على ذلك المفهوم، بل على انّه مصداق لمقابل تلك الطّبيعة و