فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٤٠ - فصل ميزان صدق در قضايا
قضيّه گاهى خارجيّه بوده و آن قضيّهاى است كه در آن حكم شود بر افراد
خارجى موضوع كه در خارج محقّق و موجود باشند نظير:
قتل من فى الدّار (كسانى كه در خانه بودند تمام كشته شدند).
يا هلك المواشى (گوسفندان هلاك شدند).
و نظير ايند مثال از امثله ديگر كه حكم در آنها منحصرا بر افراد
محقّقة الوجود صورت مىگيرد.
و زمانى قضيّه ذهنيّه است و آن قضيّهاى باشد كه در آن حكم بر افراد ذهنى
موضوع كه صرفا تحقّقشان در ذهن مىباشد صورت گيرد مانند:
الكلّى امّا ذاتىّ و امّا عرضىّ (كلّى يا ذاتى است و يا عرضى).
و الذّاتى امّا جنس و امّا فصل (ذاتى يا جنس است و يا فصل).
و در برخى اوقات قضيّه حقيقيّه مىباشد و آن عبارتست از قضيّهاى كه در
آن بر افراد موجود خارجى حكم شود اعمّ از آنكه در خارج تحقّق داشته يا فرض
وجودشان بشود مثل:
كلّ جسم متناه (هر جسمى محدود و متناهى است).
يا كلّ جسم متحيّز (هر جسمى در مكان مىباشد).
يا كلّ جسم منقسم الى غير النهاية (هر جسمى به بىنهايت از اجزاء تقسيم
مىشود).
و غير اين امثله از مثالهاى ديگر كه در علوم مورد استعمال مىباشند.
سپس مرحوم مصنّف ميفرمايد:
وقتى باينمقدّمه توجّه پيدا نمودى اينك ميگوئيم:
صدق در قضيّه خارجيّه باعتبار مطابق بودن نسبتش با خارج بوده چنانچه در
قضيّه حقيقيّه نيز چنين مىباشد زيرا در قضاياى حقيقيّه نيز مانند قضاياى خارجيّه
حكم بر موجودات خارجى مىكنند منتهى باعمّ از آنكه در خارج بالفعل محقّق بوده
يا فرض وجودشان در خارج شود.
امّا صدق در قضيّه ذهنيّه بملاحظه مطابق بودن نسبتش با نفس الامر و واقع