فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٥٩ - تقسيم جعل به بسيط و مركب
و مراد از وجود نفسى معناى مقابل آنست يعنى وجوديكه مفاد هل بسيط يا
كان تامّه باشد و از آن بثبوت الشّيىء تعبير ميآورند مانند:
زيد وجود دارد يا زيد موجود است كه در اينمثال از ثبوت زيد و وجودش خبر
دادهايم نه آنكه بعد از فراغ از وجودش مطلبى زائد و نحوى از انحاء وجود همچون
قيام و قعود و كتابت و نظائر اينها را براى آن اثبات نموده باشيم، و اينقسم دوّم
( وجود نفسى) را وجود محمولى نيز ميگويند يعنى محمول نفس وجود واقع شده
است و آن خود داراى اقسامى است كه در ابحاث آتيه انشاء اللّه ذكر ميشود و
ضرورتى در تعرّض آن فعلا نيست.
تقسيم جعل به بسيط و مركّب
جعل نيز بر دو قسم است:
١- جعل بسيط.
٢- جعل مركّب و تأليفى.
جعل بسيط آنستكه بوجود نفسسى تعلّق بگيرد باينمعنى كه جاعل اصل وجود
را جعل نمايد ولى جعل مركّب و تأليفى آنستكه بوجود رابط تعلّق بگيرد يعنى جاعل
بعد از جعل وجود نفسى نحوى از انحاء آنرا براى موضوعى قرار دهد و بعبارت ديگر:
جعل بسيط جعلى است كه متعدّدى به يك چيز است و آن نفس وجود
مىباشد ولى جعل مركّب متعدّى بدو چيز است يكى اصل وجود و دوّم اثباتش براى
موضوعى از موضوعات.
و از اين مقدّمه كوتاه معلوم ميشود كه دانستن تعريف دو قسم جعل متوقّف
بدانستن دو قسم وجود است چنانچه بتعبير مرحوم مصنّف شخّص عاقل از اين شرح
مختصر خوب درك ميكند كه مقصود ما در اينفصل اثبات مجعوليّت وجود است زيرا
اقسام جعل را دائر مدار اقسام وجود قرار دادهايم.
قوله: و قد خرج من هذا: اى و قد استفاد و تحصّل من تقسيم الوجود بكذا و