فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٧١ - اختلاف مشائين با اشراقيين در حصر تمايز
آن تمايز بنقص و كمالست و چون ايشان تابع مكتب اصالت ماهيّت هستند لذا در
كلماتشان اين ملاك را بماهيّت اختصاص داده و گفتهاند:
گاهى مىشود كه ماهيّت واحدهاى بواسطه نقص و كمال دو مرتبه پيدا
مىكند:
مرتبه كامل و مرتبه ناقص و اين كلام عين همان تقرير تشكيكى است
كه قائلين باصالت وجود در وجود گفتهاند و بهر حال اين قسم از امتياز مسلّما با
سه قسم قبلى تفاوت دارد، زيرا كامل و ناقص در عين حاليكه از هم ممتازند
هيچكدام از مناطات سهگانه قبل در آنها نيست بدليل اينكه تمايز آنها بتمام ذات
نيست چه آنكه مورد اين ميز در جائى بوده كه متمازين در ماهيّت عليحدّه باشند و
در اينجا فرض اينستكه هر دو يك ماهيّت هستند و نيز ببعض ذات از اهم ممتاز
نشدهاند چون مورد آن در مركبّات است كه با هم در جنس مشترك و بفصول از
هم جدا مىشوند و كلام در ماهيّت بسيط است كه داراى مراتب مىباشد و بعوارض
شخصيّه نيز از هم منهاض نشدهاند زيرا محلّ اين امتياز در متواطى است يعنى دو فرد
در تحت يك كلّى واقع شده باشند كه عوارض غريبه و مايز آنها شود و حال آنكه ماهيّت
كامل و ناقص كلّى نيست بلكه جزئى است پس معلوم مىشود غير از مناطات مذكوره
مناط ديگرى هست كه سبب ميز و فصل مىگردد و آن همين قسم است فلذا امتياز
بين خط كامل و ناقص بتشكيك است زيرا حقيقت و هويّت هر و عين يكديگر
است فقط مرتبه آندو متفاوت است همچنانكه مرتبه نور شمى با نور شمع فرق
دارد ولى حقيقتا و ذاتا يك هويّت هستند (ظاهر بذات و مظهر غير) يا علّت و
معلول هر دو در حقيقت وجود با هم مصاحب و غير مفارقند ولى مرتبه علّت قبل از
مرتبه معلول است پس امتيازشان بتشكيك مىشود نه بيكى از ملاكات سهگانه.
قوله: تفطّن به الاشراقيّون: ضمير در « به » به قسم رابع راجع بوده و اينجمله
صفت است براى « قسم رابع».
قوله: و سنخها: يعنى و سنخ الماهيّة الواحدة.