فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٩٠ - شبهات معتزله و جواب مصنف(ره) از آنها
نقيض وجود عدم يا لا وجود است نه معدوم يا لا موجود.
وجه سوّم
نقض مىكنيم بوجود واجب تبارك و تعالى.
وجه چهارم
دليلشان را بر خودشان قلب كرده و مىگوئيم:
اگر وجود حال باشد و حال را صفت موجود قرار دهيم لازم مىآيد كه
ماهيّت قبل از وجود موجود باشد و اين امر مستلزم تسلسل است مگر آنكه گفته
شود:
حاصل صفت موجود است بهمين وجود نه وجودى ديگر يا بگوئيم:
وجود نزد ايشان انتزاعى است و حال صفت انتزاعيّه است و اتّصاف
بصفت انتزاعى مستلزم آن نيست كه موصوف از نظر وجود متقدّم باشد.
شرح فارسى:
توضيح
جواب از شبهه طائفه دوّم
از استدلال مزبور بچند وجه جواب دادهاند:
١- ملتزم مىشويم باينكه وجود موجود است ولى موجود است به نفس
خودش نه بوجودى ديگر تا ما به الاشتراك و ما به الامتياز داشته و در نتيجه اشكال
تسلسل لازم بيايد.
٢- قبول مىكنيم كه وجود معدوم است امّا معدوم را باين معنا
مىدانيم، ذى وجود نيست و از اين معنا لازم نمىآيد وجود بنقيض خود متّصف
شده باشد زيرا نقيض وجود لا معدوم يا لا موجود نيست بلكه عدم يا لا وجود است.