فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٠٠ - جواب هفتم و كلام ملاصدرا در اسفار
قوله: لا تدخل تحت مقولة من المقولات: زيرا طبايع بملاحظه كلّيّت و
معقوليّتشان مفاهيمى بيش نبوده از اينرو حقائق مقولات بر آنها منطبق نمىشود تا
حكم شود باينكه باين لحاظ از كداميك مقولات مىباشند.
قوله: اى وجود حالة او ملكة: يعنى وجودى كه يا حالت براى نفس بوده و يا
ملكه براى آن محسوب مىشود چه آنكه وجود طبايع در نفس اگر بنحو رسوخ باشد
ملكه بوده و در غير اينصورت حالت براى نفس مىباشد.
قوله: تصير مظهرا: ضمير در « تصير » به نفس راجع است و مظهر بودن
نفس نسبت به صور عقليّه مىباشد.
قوله: او مصدر لها: ضمير در « لها » به طبايع راجع است و مصدر بودن
نفس نسبت به صور جزئيّه يعنى تخيّلات مىباشد.
قوله: كالانسان: چنانچه در تعريف مىگوئيم: الانسان جوهر ذو ابعاد
ثلاثه، حساس و ناطق.
قوله: كالسّطح: چنانچه در تعريف آن مىگوئيم: السّطح كمّ متّصل قارّ
بالذّات ينقسم فى الجهتين.
قوله: كيف: يعنى چگونه جوهر را در نوع خودش اخذ نكنيم.
قوله: مع انّها كذلك: ضمير در « انّها » به اشخاص راجع است.
قوله: لكنّه غير مجد: ضمير در « لكنّه » به اخذ جوهر در نوع راجع است.
قوله: و لا حمله شايعا عليه: ضمير در « حمله » به جنس و در « عليه » به نوع
عود مىكند.
قوله: اذ لم يكن ازيد الخ: ضمير در « لم يكن» به اخذ مفهوم جنسى در
مفهوم نوعى راجع است.
قوله: لا يوجب كونه فردا من نفسه: ضمير در « لا يوجب» به صدق جنس على
نفسه راجع بوده و ضمير در « كونه » به جنس بر مىگردد.
قوله: بل الاندراج الموجب لذلك: مشار اليه « ذلك » كونه فردا مىباشد.
قوله: فلا يترتّب عليها تلك الآثار: زيرا مفهومى بيش نيست.
فصول الحكمة، شرح فارسى بر منظومه (مبحث الهيات) ؛ ج١ ؛ ص٣٠١