فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٢ - جواب محقق شريف از اشكال مذكور
سپس مرحوم لاهيجى فرموده:
باين تقرير و دليل مرحوم مصنّف اشكالى بشرح زير وارد شده:
جماعتى از صوفيّه معتقدند كه در واقع يك ذات بيشتر وجود ندارد كه در
آن اصلا هيچ تركيب نمىباشد بلكه تمام صفات آن عين او است و آن ذات با اين
خصوصيّت همان حقيقت وجود بوده كه در حدّ ذاتش از شوائب عدم و علائم
امكانى منزّه مىباشد.
بلى، براى آن بواسطه قيود اعتبارى تقيّدات اعتبارى بوده كه بحسب و
بملاحظه آنها موجودات از يكديگر متمايز ديده شده و چنين پنداشته مىشود كه
با هم حقيقتا متفاوتند و تعدّد حقيقى بين ماهيّات حكمفرما است در حاليكه چنين
نبوده بلكه موجودات و ماهيّات در مرحله ذات و واقع جملگى با هم متّحد
مىباشند.
سپس مستشكل گفته است:
پس از توجّه باين مرام مىگوئيم:
تا ماداميكه برهان و دليلى بر بطلان اين مسلك اقامه نشده دليل مرحوم
مصنّف بر زيادى وجود نيست بماهيّت تمام نبوده و نفى اتّحاد ماهيّات بدون وجه
مىباشد و ما اين مطلب را قبول نمىكنيم كه وجود مشترك معنوى باشد بلكه طبق
عقيده صوفيّه اساسا براى ممكن وجودى نيست تا زمينه براى قائل شدن باشتراك
معنوى وجود فراهم گردد.
جواب محقّق شريف از اشكال مذكور
سپس مرحوم لاهيجى فرموده است:
از اشكال مذكور محقّق شريف اينگونه جواب داده است:
آنچه بصوفيّه نسبت داده شده از طور و شأن عقل خارجست چه آنكه