فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٢٨ - تضعيف مصنف(ره) نسبت بمذهب حكماء مشاء
ترجمه: و نيز مىگوئيم:
اگر صحيح باشد كه مفهوم واحدى را از اشياء متخالف بملاحظه اينكه
متخالف هستند انتزاع نمود يا در وقت صدقش بر آنها خصوصيّت فرد مورد صدق
اعتبار و ملاحظه مىشود كه در اينفرض بعد از صدقش بر آن بملاحظه خصوصيّتى
كه دارد بر ديگرى كه در تحتش قرار گرفته و واجد خصوصيّتى ديگر است صدق
نمىكند.
و يا در وقت صدقش بر فردى خصوصيّت فرد ديگر را ملاحظه مىكنيم كه
در اينصورت بر فرد مورد حمل نبايد صادق باشد و اگر مجموع خصوصيّات افراد را
در وقت حمل در نظر بگيريم واحد مزبور وجودى ديگر غير از وجود يكيك افراد
كه از هم منهاض و ممتاز هستند ندارد و بفرض داشتن وجودى ديگر بايد بپذيريم
كه واحد با حفظ وحدتش عين كثير مىباشد.
شرح فارسى:
توضيح
جواب دوّم
اگر فرض كرديم زيد داراى خصوصيّاتيست مباين با عمرو مثلا او داراى
قدى بلند است و عمرو قدش كوتاه مىباشد كه باين اعتبار متعدّد محسوب
مىشوند حال اگر كلّى طبيعى يعنى انسان بنا باشد از ايندو بوصف تكّثر و تعدّد
انتزاع شود از سه حال خارج نيست يا انسان عبارتست از موجود خارجى بوصف
طول قامت كه در اينصورت بر عمرو نبايد صدق كند و يا موجود خارجى است
بقيد كوتاهى قامت كه در اينفرض بر زيد صادق نيست و يا انتزاعش بلحاظ
مجموع وصفين است و اين مستلزم دو اشكال است.
١- لازم مىآيد هر كدام بتنهائى منشاء انتزاع آن نباشند و اين خلاف
فرض است.
٢- مجموع بما هو مجموع موجود نيست تا بتواند منشاء انتزاع واقع شود،