فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٥٢ - فصل در اثبات وجود ذهنى
صدورى گويند و حلول در باب علل و معاليل بىمعنا است بلكه مىتوان گفت
مستحيل مىباشد زيرا مستلزم تحصيل حاصل مىشود چون حلول اشياء حالّه
بلحاظ وجود آنها است در ظرف خودشان و فرض اينستكه بمجرّد وجود علل
معلولات نيز موجود مىشوند لذا بعد از آن معنا ندارد آنها را در ظرف علل حالّ قرار
دهيم.
قوله: كقيام الاشياء بالمبادى العاليّة: مراد عقول و نفوس كلّيّه است چه طولا و
چه عرضا.
قوله: سيّما مبدء المبادى الخ: منظور ذات واجب حقتعالى است كه تمام
موجودات قيامشان بمبدء قيام صدورى است طبق تقرير ايشان و سرّ اينكه مصنّف
تعبير به كلمه لا سيمّا نمود اينستكه اگرچه عقول و نفوس بلحاظ فعّاليّت و
خلّاقيّتشان صوادرى دارند لكن در حقيقت آنها چون وجود ظلّى حقتعالى هستند
سزاوار اينست كه قيام صوادر آنها را بحضرتش نسبت دهيم.
متن: « ٤١ »
|
للحكم ايجابا على المعدوم |
و لانتزاع الشّيئ ذى العموم |