فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٩٢ - شبهات معتزله و جواب مصنف(ره) از آنها
او تقول انّه معدوم و لا يلزم تقوّم الموجود بالمعدوم لانّه ليس جزء له فى
الخارج.
ترجمه: و از جمله شبهات اينكه:
كلّى كه براى آن در خارج افراد هست همچون انسان نه موجود است و
نه معدوم.
امّا موجود نيست بخاطر اينكه اگر چنين باشد مشخّص بوده نه كلّى.
و امّا معدوم نيست بجهت آنكه اگر اينطور فرض شود نبايد جزء موجود
همچون زيد باشد.
جواب از اين شبهه آنستكه مىگوئيم:
كلّى موجود است و اينكه گفتيد اگر موجود باشد بايد مشخّص باشد در
جواب گوئيم:
كلّى طبيعى از مشخّص شدن ابائى ندارد چه آنكه شخص همان كلّى
طبيعى است كه كلّيّت در ذهن بر آن عارض مىشود على الخصوص كه كلّى
طبعى را اگر لا بشرط مقسمى كه مقسم است براى مطلقه و مخلوطه و مجرّده
بدانيم.
يا مىگوئيم:
كلّى طبيعى معدوم است و لازم نمىآيد كه موجود بمعدوم تقوّم پيدا كند
زيرا كلّى طبيعى جزء شخص در خارج نيست بلكه عين آن مىباشد.
شرح فارسى:
توضيح
شبهه دوّم
كلّى طبيعى مانند انسان موجود نيست چنانچه معدوم نيز نمىباشد.
امّا موجود نيست زيرا اگر موجود باشد خلاف فرض مىشود چه آنكه
فرض اينستكه آن كلّى است و موجود بايد جزئى باشد و ايندو و اجتماعپذير