فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٠ - ادله مصنف(ره) بر اشتراك وجود
ثابت شد در حاليكه اين حضرات همچون شخص زكامى كه از بوى مشك
گريزان است از لزوم اشتراك و التزام بآن فرارى مىباشند.
شرح فارسى:
توضيح
قائلين بنفى اشتراك وجود همچون ابو الحسن اشعرى و ابو الحسين بصرى
و نيز بسيارى از معاصرين مصنّف (ره) گفتهاند:
اگر اشتراك را در وجود معتقد شويم، لازم مىآيد معلول را مشابه و
هم سنخ با علّت فرض كرده باشيم و آن درست نيست زيرا علّت واجب و معلول
ممكن است، او غنّى بالذّات و ما فقير مطلق مىباشيم، پس چگونه مىتوان بين او
و ما جهت اشتراكى قائل شد.
مصنّف (ره) مىفرمايد:
اين مقاله خصم صحيح نيست و دليل بر بطلانش دو امر مىباشد:
امر اوّل
سنخيّت و مشابهت بين علّت و معلول اگر بنحو شباهت سايه با صاحب
سايه باشد نه تنها محذورى ندارد بلكه از شرائط علّيّت اين است و الّا چگونه
ممكنست فرض علّيّت بين دو شيئ كه بينشان تباين بحت است نمود.
امر دوّم
اين استدلال و منطق از خصم منجر مىشود به عدم معرفت به ذات و
صفات حقتعالى و در اين وادى بايد معطّل ماند، زيرا وقتى بگوئيم:
واجب موجود است اين قضيّهاى است صادق و مطابق با واقع كه بعد از
القاء آن هر كسى مفهوم بديهى وجود را از آن مىفهمد و پيش او ضرورى است
كه اين مفهوم عنوان و حقيقت واحدى است در تمام موجودات اگرچه در برخى
از مصاديق از جهات سهگانه ذيل غير متناهى است: