فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٩٢ - جواب از اشكال اتحاد جوهر با عرض
عروض بمعناى حلول است و حلول خود نحوى از وجود محسوب شده و وجود ذاتى
ماهيّت نيست پس مفهوم عرض هم بر مقولات عرضيّه و هم بر جوهر ذهنى صادق
است همانطوريكه عرض عام بر معروض صدق مىكند و هيچ منافاتى نيست بين
اينكه شيئ جوهر ذهنى (باينمعنا ماهيّتى است كه حقّ وجودش در خارج آنستكه
در موضوع نباشد) بوده و در عين حال عرض خارجى نيز باشد البتّه عرض بودنش
در مقام ذات نيست.
شرح فارسى:
توضيح
جواب از اشكال اتّحاد جوهر با عرض
از اشكالات مستشكلين تنها همين اشكال باقى ماند و آنهم از نظر
محقّق دوانى محذورى ندارند زيرا از نظر ايشان:
اوّلا: چنانچه گفته شد عرض از عروض مشتقّ است و عروض بمعناى
حلول مىباشد.
ثانيا: عروض بمعناى حلول بلحاظ اينكه وجود رابطى است نحوهاى از
وجود مىباشد.
ثالثا: وجود زائد بر ماهيّت بوده و ذاتى آن نيست.
و با اينمقدّمات مىتوان گفت مفهوم عرض هم بر مقولات عرضيّه
( مقولات نهگانه) صادق است و هم بر جواهر ذهنيّه و بعبارت ديگر مفهوم عرض،
عرض عامّى است كه معروضش گاهى مقولات نهگانه است و زمانى جواهر
ذهنيّه و تهافتى نيست بين اينكه موجودى جوهر ذهنى بوده و در عين حال عرض
خارجى نيز باشد.
زيرا معناى جوهر ذهنى اينستكه اگر در خارج بود حقّ وجودش اين بود
كه در ضمن موضوع نباشد و معناى عرض خارجى نيز اينستكه عرضيّت ذاتى او