فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٩٥ - شبهات معتزله و جواب مصنف(ره) از آنها
انتزاعى نبوده بلكه حقيقى مىباشد (نه موجود است و نه معدوم:
امّا موجود نيست براى اينكه بنابراين لازم مىآيد قيام عرض بعرض و آن
مستحيل است امّا بيان لازم بخاطر اينستكه لونيّت سواد مركّب است از جنس
( لون) و فصل (سواد) و تركيب جنس وفصل باينستكه جنس قوامش بفصل باشد
و فرض اينستكه هر دو عرض هستند و ممكن نيست عرضى مقوّم عرض ديگر باشد
و امّا اگر لونيّت موجود نباشد اين اشكال پيش نمىآيد زيرا تقوّم جنس بفصل
مختص است باجناس موجود نه غير آن.
و امّا معدوم نيست بخاطر اينكه جسم اسود قوامش بلونيّت سواد است
پس اگر اين جنس معدوم باشد چگونه ممكن است شيئ موجود (جسم اسود)
متقوّم بمعدوم باشد.
جواب
از اين شبهه دو جواب نيز مىدهند:
١- ملتزم مىشويم كه لونيّت معدوم است و در عين حال اشكال مزبور
لازم نمىآيد زيرا استحاله تقوّم موجود بمعدوم در صورتيستكه شيئ مركّب خارجى
بوده و اجزاء خارجيش (مادّه و صورت) سبب انتزاع اجزاء عقليّه آن (جنس و
فصل) شوند كه در اينصورت معقول نيست شيئ موجود (مركّب خارجى) تقوّمش
بجزء عدمى باشد ولى اعراض چنين نيستند زيرا اصلا بسيط مىباشند باينمعنى
كه در خارج جزئى براى آنها نيست تا سبب انتزاع جنس و فصل شود بلكه نفس
بسيطه آنها كافيست براى لحاظ و اعتبار جنس و فصل، پس نمىتوان گفت
لونيّت اگر در خارج معدوم باشد لازم مىآيد تقوّم موجود به معدوم.
٢- امّا مسئله تقوّم عرض بعرض امرى است اختلاف زيرا متكلّمين آنرا
مستحيل و حكماء آنرا جايز دانستهاند پس مطلبى كه مورد اختلافست نبايد سبب
تأسيس اصلى شده و آنرا سبب ايراد بر تمام قرار داد زيرا ما از كسانى هستيم كه
اين مبنا را قبول نداشته و اين قيام را صحيح مىدانيم و از باب اينكه ادلّ دليل