فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢ - معناص صورت
قوله: و المراد بالعقل امّا العقل الكّلىّ:
مقصود از كلّى و عقل
كلّى در اصطلاح ارباب معقول بدو معنا استعمال مىشود:
اوّل: مفهومى كه قابل انطباق بر افراد كثير باشد مانند مفهوم انسان و
حيوان.
دوّم: بمعناى بسط و احاطه.
و منظور از عقل كلّى در اينجا عقل كلّى بمعناى دوّم است يعنى عقلى
كه بعالم محيط مىباشد و آن در اصطلاح حكماء عبارتست از عقل اوّل كه
مخلوق اوّل است و از آن در لسان اهل بيت عصمت سلام اللّه عليهم اجمعين به
نور و حقيقت حضرت خاتمى مرتبت تعبير شده است.
و چه بسيار تناسب است بين اين تفسير و تعريفى كه بر اى عقل در
روايت كافى شريف از امام صادق عليه الصّلوة و السّلام وارد شده است:
العقل ما عبد به الرّحمن واكتسب به الجنان.
زيرا عبادت تنها از راه و طريق نورانى نبوىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
صورت گرفته و بهشت جاودان منحصرا در گرو سلوك اين سبيل مىباشد.
قوله: الّذىّ هو كصورة للعالم الطّبيعى:
معناص صورت
صورت در اصطلاح حكماء عبارتست از امرى كه فعليّت اشياء وابسته
بآن باشد مثلا ماهيّت انسان تا ماداميكه متشكّل بشكلى و مصوّر بصورتى نشده
در مرحله اهمال و اجمال است و وقتى كه بصورتى از صور در عالم وجود
تشخّص پيدا كرد از آن موجود بالفعل تعبير مىكنند و آنرا مفصّلى از آن مجمل
مىدانند.
و چون عقل كلّى بمنزله صورت فعليّه عالم مىباشد و عالم چون مادّه و