فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٨٤ - استدلال مرحوم مصنف براى مرام خود
ترجمه:
دليل دوّم
مرحوم مصنّف
و نيز از جمله ادلّه بر مذهب مختار ما اينستكه:
سنخيّتى كه بين سايه و شيىء صاحب سايه هست نه آن سنخيّت همچون
رطوبت و دريا كه توليدى بوده و حقتعالى از آن منزّه است بين واهب صور كه وجود
اقدس الهى بوده و بين ماهيّات منتفى و مسلوب مىباشد بعلّت اينكه ظاهر و روشن
است كه ماهيّات از حقّ سبحانه و تعالى منفى و مسلوب مىباشند چه آنكه
بارى تعالى وجوده بوده و معلول وجود وجود و علّت ماهيّت مىبايد ماهيّت باشد از
اينرو ماهيّت صلاحيّت ندارد كه مجعول حضرت احديّت باشد.
و امّا اتّصاف آن نيز حالش معلوم و روشن است در نتيجه وجود تنها براى
مجعوليّت باقى ميماند.
شرح فارسى:
توضيح
حاصل ايندليل مرحوم مصنّف آنستكه:
بين علّت و معلول لازم است سنخيّت باشد و مقصود از سنخيّت مزبور در
اينمقام آنست كه معلول بايد همچون سايه براى علّت باشد نه مانند رطوبت نسبت به
دريا و طبق فرموده مصنّف در حاشيه علّت مفيض معلول است و معناى افاضه
اينستكه بخشش از داراى حقيقى بيايد بطوريكه از او چيزى نكاهد و در بازگشت
چيزى بر او نيفزايد پس بين نم و يم علّيّت نباشد چنانچه بين شيئ و فيئ
مىباشد.
و از اين مقدّمه بطلان قول اشراقى واضح ميشود زيرا اگر مجعول بالاصل
ماهيّت باشد مفيض آن كه حقتعالى است بايد با آن هم سنخ باشد در حاليكه چنين
نيست پس يا بايد علّت ماهيّت باشد كه اينكلامى است باطل و يا بايد معلول
همچون علّت وجود باشد كه مدّعاى ما همين است.
قوله: فانّه توليد: زيرا رطوبت موّلّد از آب است و در مقام تقرير علّيّت بين