فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٨١ - استدلال مرحوم مصنف براى مرام خود
البتّه بايد توجّه داشت كه معلول اوّل حقتعالى را بايد از اينحكم استثناء
كنيم زيرا خصوص اين معلول لازمه وجود خارجى حقتعالى است چه آنكه ماهيّت
بارى تعالى همان انيّت و وجودش مىباشد و چون وجودش اعتبارى نبوده و از طرف
ديگر سنخيّت بين علّت و معلول لازمست لا جرم وقتى علّت يعنى وجود اقدس بارى
انتزاعى نبود معلولش نيز كه همان ماهيّت عقل اوّل است نبايد انتزاعى فرض شود
امّا ساير معلولات كه عقول نهگانه باشند جملگى انتزاعى مىشوند و التزام بآن
ممكن نيست حتّى اشراقى نيز آنرا قبول ندارد.
شرح فارسى:
توضيح
حاصل مراد مصنّف (ره) از اين عبارات و عبارات قبلى كه شرحش گذشت
اينستكه با چند مقدّمه هم مدّعاى خويش را اثبات ميكند و هم قول اشراقى را
تضعيف مينمايد:
مقدّمه اوّل: لوازم ماهيّات اعتبارى هستند و اثبات و شرح آن گذشت.
مقدّمه دوّم: انفكاك معلول از علّت مستحيل است و اين امر بلحاظ
ضرورت و بداهتش محتاج باثبات و اقامه دليل نيست.
مقدّمه سوّم: عقل اوّل معلول است براى واجب تبارك و تعالى البتّه بنا بر
قول اشراقى كه ماهيّت را مجعول بالاصل ميداند بايد ماهيّت عقل اوّل معلول
حقتعالى باشد.
مقدّمه چهارم: عقول تسعه كه ماسواى عقل اوّل هستند تمام لوازم ماهيّت
عقل اوّل مىباشند فلذا با توجّه بمقدّمه اوّل اشراقى بايد قبول كند كه تمام عقول
تسعه اعتبارى مىباشند ولى عقل اوّل چون لازم وجود حضرت حقتعالى بوده از
اين امر مستثنى است و جهتش هم اينستكه ماهيّت خداوند همان وجودش بوده و از
باب لزوم سنخيّت بين علّت و معلول بايد معلول اين وجود همچون خودش امر حقيقى
و غير انتزاعى باشد ولى در غير اينعقل چون تمام لازمه ماهيّت آن مىباشند و ماهيّت
آن با وجودش نيز مغاير است محذور مزبور (اعتبارى بودن تمام عقول) پيش مىآيد