فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٨ - دليل بر عينيت وجود و ماهيت در حقتعالى
مىآورند.
ماهيّت بمعناى خاصّ از حقتعالى مسلوب است، بنابراين ماهيّتى كه بر
حضرتش اطلاق مىكنند، ماهيّت بمعناى عامّ مىباشد.
فلذا مرحوم مصنّف فرمود:
مقصود از « ماهيّته » ما به هوهو كه همان ماهيّت بمعناى عامّ است
مىباشد.
قوله: انيّت: يعنى وجود.
قوله: وجوده الخاصّ: مقصود همان وجود وجوبى حضرتش مىباشد.
قوله: لا الوجود المطلق المشترك: مقصود از « وجود مطلق» مفهوم وجود
است.
قوله: المشترك فيه: يعنى مفهوم وجود مشترك است بين واجب و ممكن.
قوله: لانّه زائد: يعنى مفهوم وجود زائد بر ذات اقدس الهى است چه آنكه
واضح و روشن است كه حقتعالى مفهوم وجود نبوده بلكه حقيقت و عين وجود
است.
قوله: فى الجميع عند الجميع: يعنى فى جميع الماهيّات عند جميع الحكماء.
قوله: فهو صرف النّور: يعنى حقتعالى صرف نور و نفس وجود است
چنانچه خود فرموده: اللّه نور السّموات و الارض.
قوله: الّذىّ هو عين الوحدة الحقة: مقصود از « وحدت حقّه» وحدت صرفه و
خالصهاى است كه بسيط بوده و مركّب « وحدت » و چيز ديگرى نيست و
بعبارت ديگر.
وحدت حقّه آنستكه عقل آنرا به شيئ كه وحدت بر آن عارض شده
تحليل نكند.
توضيح و شرح
وقتى مىگويند: انسان واحد در اين عبارت دو چيز بچشم مىخورد: