فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤١٣ - ادله استحاله اعاده معدوم
بالغا الى انتهاء، اذ حينئذ لم يكن فرق بين العود الاوّل و بين الثّانى و
الثّالث و الرّابع و هكذا حتّى يتعيّن الوقوف على مرتبة فانّ ما فرض عودا
اوّلا ليس حاله الّا كما يفرض ثانيا او غيره كما لم يكن فرق بين حالة
الابتداء و حالة العود و كذا ليس عدد المعاد بالغا الى انتهاء من وجهين.
ترجمه: و از جمله ادلّه آنستكه:
بفرض امكان اعاده معدوم بعينه نبايد عدد نفس عود بمرتبهاى منتهى
شود زيرا در صورت امكان اعاده معدوم فرقى بين عود اوّل و عود دوّم و سوّم و
چهارم و بهمين ترتيب عودهاى ديگر نبايد باشد و در نتيجه بمرتبه معيّنى توقّف
نمىكند چه آنكه آنچه را عود اوّل فرض كرديم حالش با عود دوّم يا غير آن هيچ
تفاوت و فرقى ندارد همانطوريكه بين حالت ابتداء و حالت عود افتراق و جدائى
نيست.
و نيز عدد معدومهاى معاد نيز به دو دلى به عدد معيّنى منتهى نمىگردد.
شرح فارسى:
توضيح
دليل چهارم: اگر اعاده معدوم ممكن باشد بديهى است كه تعداد عودها
منحصر در عددى نمىشود بلكه الى ما شاء اللّه ادامه پيدا مىكند و نيز پرواضح
است كه بين هيچكدام از معادها و عودها نيز فرقى نيست و در اين حال سه
صورت متصوّر مىشود:
يا تمام عود مىكنند و يا بعضى و يا هيچكدام امّا صورت اوّل بلحاظ
تسلسل مستحيل و غير صحيح است چنانچه دوّمى نيز باعتبار ترجيح بدون مرجّح
باطل است، لذا صورت سوّم كه مدّعاى ما است بدون اشكال باقى مىماند.
امّا تقرير منتهى نشدن سلسله عود بجائى بدو وجه است كه مرحوم
مصنّف در شرح آندو را آورده كه در ذيل درج مىشود: