فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٠٥ - كلام مرحوم مصنف
فذلك الانسان الّذىّ فى الخيال ليس فرد الانسان و لا الجوهر، بل ذلك
الوجود ايضا اشراق من النّفس و ظهور له كما فى ذلك الوجود الاحاطى
الّذىّ للكلّى العقلى و الماهيّة قد علمت حالها
و بالجملة: صحّة هذه السّلوب على وجود تلك الصّور العلميّة لانّها
فوق الجوهريّة و غيرها لا لانّها دونها.
ترجمه:
سؤال
بنابراين براى شيئ نبايد دو نحو از وجود (وجود خارجى، و وجود ذهنى)
ثابت باشد بلكه تنها وجود خارجى را بايد وجود ناميد.
جواب
همانطوريكه اشاره كرديم وجود ذهنى ماهيّات تبعا و تطّفلا مىباشد و
ادلّه وجود ذهنى بيش از اين مقدار اثبات نمىكنند و در حواشى بر اسفار گفتهايم
كه آنچه صاحب اسفار ذكر نموده صرفا در كلّيّات جواهر و اعراضى كه در عقل
هستند صحيح است و امّا صور جزئيّهاى كه در خيال انسان مثلا مىباشند پس
آنها را مىتوان بحمل شايع جوهر و انسان دانست و در اينمقام كافيست تو را
كلام اهل معقول كه گفتهاند:
براى هر طبيعتى افراد ذهنيّهاى بوده و فرد مصداق طبيعت است كه آنرا
بحمل شايع بر فرد حمل مىكنند. ولى جواب اين گفته را اينطور مىدهيم كه:
تفاوتى ندارد زيرا اين وجود نيز وجود طبيعت نمىباشد چه آنكه انسان در خيال
فرد انسان و جوهر نمىباشد بلكه اين وجود همان اشراق نفس و ظهور آن است
همانطوريكه اينمعنا در حقّ وجود احاطى كه براى كلّى و طبيعى موجود در عقل
مىباشد و امّا ماهيّت حالش را بيان كرده و آن معلوم و واضح شد.
و خلاصه كلام آنكه صحّت اين سلوب از وجود صور علميّه بخاطر آن
است كه فوق جوهر و غير آن از مقولات ديگر مىباشند نه آنكه در مرحله نازلتر و