فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧ - اقسام حكمت نظرى و عملى
تقسم باعتبار متعلّق است نه متعلّق.
قوله: و الثّانى هو الانسب: زيرا مناسب با مقام حمد و شكر اينستكه حامد
و شاكر در مقابل نعمتى كه بالفعل محمود و مشكور باو عطاء كرده زبان به حمد
و ثناء مىگشايد و قوّه عاقله در انسان چنين است.
قوله: و فى هذا اللّفظ براعة و استهلال: براعت با عين مهمله در لغت
بمعناى تفوّق و برترى جستن است و استهلال در لغت، اوّلين فرياد نوزاد را
گويند و در اصطلاح مجموع ايندو كلمه عبارتند از ايانكه مصنّف يا مؤلّف
كتابى يامقرّر فنّ و علمى در ديباچه و مقدّمه كتابش الفاظى را استعمال كند
كه در عين ايفاء معانى خود اشارهبمطالب كتاب يا آن علم داشته باشد و چون
لفظ « عقل » بلحاظ هر دو معنايش اشاره به اجمالى از مباحث آتيه دارد لذا
مصنّف (ره) مىفرمايد در اين لفظ براعت و استهلال حاصل است.
قوله: و فى المصراع الاوّل اشارة الخ: وجه اشاره اين مصراع به مبدء بودن
حضرت حقتعالى اينستكه اوّلين موجودى كه حضرتش آفيد عقل اوّل يعنى
عقل محيط مىباشد كه موجودات تمام پس از آن و بواسطه آن حاصل شدهاند و
در اين مصراع بخداوند متعال چنين خطاب شده كه تو واهب و معطى عقل
هستى پس مبدء تمام موجودات او مىباشد.
قوله: و فى الثّانى الى انّه المنتهى: يعنى در مصراع دوّم اشاره است به اينكه
حقتعالى نهايت براى همه اشياء است چه آنكه مصنّف بحضرتش خطاب كرده
و عرض مىكند به درگاهت تمام مطالب و مقاصد و حاجات منتهى شده و تو
غايت تمام حاجات هستى.
متن: « ٢ »
|
يا من هو اختفى لفرط نوره |
الظّاهر الباطن في ظهوره |