فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٦ - اشكال مرحوم مصنف به لاهيجى(ره)
بهمين ترتيب اين تقرير در تمام سلسله اجزاء جارى است و لازمه آن اينستكه
اجزاء ماهيّت تا بىنهايت ادامه پيدا مىكنند و نتيجه آن اين مىباشد كه تعقّل و
تصوّر ماهيّتى از ماهيّات براى ما ممكن نبوده و كهنه هيچ ماهيّتى را نمىتوانيم
تعقّل نمائيم در حاليكه اينطور نبوده و اين معنا امر باطلى مىباشد چه آنكه ما
بسيارى از ماهيّات را با تمام ذاتيّات اوّليه و ثانويّهاش ادراك و تصوّر كرده و
جائى براى انكار آن وجود ندارد و منكر آن مكابر محسوب مىشود.
سپس مصنّف (ره) مىفرمايد:
و اينكه از جزء بودن وجود براى ماهيّت تسلسل لازم مىآيد در صورتيكه
اجزاء ماهيّت را كه مترتّب قرار داديم خارجى باشند امر واضح و روشنى است
بطوريكه هيچ شبهه و ترديدى در آن راه ندارد.
شرح فارسى:
توضيح
در توضيح و شرح اين عبارت مىگوئيم:
گفته شد وجود در صورت اتّحاد با ماهيّت مستلزم اينستكه تمام ماهيّات
متباينه و متضادّه و متخالفه با هم متّحد باشند.
حال مىگوئيم اگر وجود جزء ماهيّت باشد مستلزم تسلسل است زيرا بنابر
اين فرض ماهيّت داراى دو جزء بوده كه يكى از آن دو وجود و قهرا جزء ديگر نيز
بايد او وجودى باشد، زيرا تقوّم موجود به جزء عدمى محال است و بعد از آن
مىگوئيم آنجزء وجودى خود داراى دو جزء است يكى وجود و ديگرى امر وجودى
و همينطور كلام را نقل مىدهيم و بجائى نمىرسيم پس لازم مىآيد ماهيّت
واحده داراى اجزاء غير متناهى باشد و اين امر مستلزم آنستكه تعقّل و تصوّر هيچ
ماهيّتى امكانپذير نباشد و اين خلاف وجدان است.
زيرا چه بسا ماهيّات زيادى را ما با ذاتيّاتشان تصوّر نموده بطورى كه
جاى انكار براى احدى نمىباشد.
قوله: انّه على هذا كان لها جزء آخر: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » بوده و