فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٦٣ - دليل عدم تركيب وجود
و بهمين بيان نوع نبودن براى وجود را مىتوان تقرير نمود زيرا نسبت بين
شيئ مشخّص و طبيعت نوعيّه همان نسبت بين جنس و فصل مىباشد.
و يا جنس براى وجود، غير وجود است و آن غير عدم يا ماهيّت مىباشد و
اين همان لازم دوّم است.
شرح فارسى:
توضيح
دليل عدم تركيب وجود
خلاصه اين دليل آنستكه اگر وجود مركّب باشد از اجزاء عقليّه (جنس و
فصل) يكى از دو محذور لازمى مىآيد:
يا فصل كه نسبت بجنس مقسّم است بايد مقوّم باشد و يا بايد وجود
مركّب باشد از دو شيئ متناقض و هر دو باطل است و بيان ايندو لازوم اينست:
اگر وجود از جنس و فصل مركّب باشد جنس آن يا وجود است و يا غير
وجود، اگر وجود باشد اشكال اوّل لازم مىآيد زيرا در محلّ خود ثابت است كه
هر كدام از جنس و فصل عارض بر ديگرى است باينمعنا كه هيچكدام مقوّم ذات
ديگرى نيست بلكه از ذات يكديگر خارجند و نسبتى كه بين ايندو هست اينست
كه فصل مقسّم و محصّل جنس است، البتّه اين نسبت در اجناس و فصولى استكه
ماهيّت جنس غير از وجودش باشد همچون حيوان لذا ناطق نسبت به ماهيّت آن
محصّل و مقسّم است ولى اگر جنس وجودش عين ماهيّتش شد چنانچه فرض ما
در اينجا همين است لازم مىآيد فصل همانطور كه مفيد تحصّل و انّيّت آنست
مفيد تقوّم آن نيز باشد و بعبارت ديگر مستلزم قلب فصل محصّل است بمقوّم و اين
خلاف امر مسلّمى است كه گفته شد.
و اگر جنس غير وجود باشد آن غير يا ماهيّت است و يا عدم در هر صورت
هر دو نقيض وجود هستند و در اينفرض محذور دوّم پيش مىآيد.