فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣ - معناى فصل
هيولى لاجرم مىتوانيم بگوئيم عالم طبيعى با قطع نظر از عقل كلّى وجودى
مهمل و مادّهاى مجمل بيش نيست و پس از افاضه صورت و مصوّر شدن
بصورت منوّره حقيقيّه « محمّديّه » صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه همان عقل كلّى
است از ظلمت مادّه خارج و از حضيض هيولا رسته و متّصف بفعليّت وجود
گشته است.
قوله: و كفصل محصّل له:
معناى فصل
فصل عبارتست از ذاتى كه قوام و تحصّل نوع به آن بوده و نيز بواسطه آن
از غير خود جدا مىشود و آن بر دو قسم است:
الف: فصل منطقى
ب: فصل حقيقى
فصل منطقى: عبارتست از كلّى باب ايساغوجى يعنى كلّى كه در
جواب سؤال به « اىّ شيئ فى ذاته» گفته مىشود.
مثلا اگر سؤال كنند كه: الانسان اىّ شيئ فى ذاته؟
جواب: ناطق، مىباشد.
فصل حقيقى: عبارتست از ذاتى كه تحصّل و وجود جنس طبيعى بآن
باشد مانند نفس ناطقه در انسان و چون انسان در سلسله صعودى انواع، نوع اخير
مىباشد لذا فصل محصّل آن محصّل تمام انواع فوق آن مىباشد و از اينجا معلوم
مىشود كه مراد مصنّف (ره) از « فصل محصّل» همان فصل حقيقى است.
يعنى عقل كلّى بهمان معنائى كه گفته شد نسبت بعالم طبيعى كه نوع
است فصل محصّل مىباشد.
قوله: و بالجمله جهة وحدة له: اين عبارت خلاصه عبارت قبل است يعنى:
حاصل كلام اينستكه عقل كلّى بايند و اعتبار يعنى « صوريّه و
فصليّت» باعث وحدت كثرات شده زيرا همانطوريكه موادّ مختلفه و حقايق