فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٩ - اطلاقات سهگانه در وجود
ابسط.
قوله: المسمّى بالفيض المقدّس: و از آن به مشيّت مطلقه نيز تعبير كردهاند.
مؤلّف گويد:
صاحب دستور العلماء در صفحه (٥١) از جلد سوّم مىگويد:
فيض در لغت ريختن و دادن و باران مىباشد و از « فاض الماء فيضا»
مشتقّ است و آنرا در وقتى كه آب زيادى جارى شده بطوريكه همچون سيل بر
روى زمين روان گردد اطلاق كنند.
و در اصطلاح عرفا آنرا به القاء امرى در قلب بطريق الهام گويند.
و نيز بر فعل فاعل كه فعلش دائمى بوده و در مقابل عوض و براى غرضى
نباشد آنرا اطلاق كنند و بهمين معنا است كلمه « المبدء الفيّاض».
و گاهى كلمه « فيض » را به « مقدّس » و زمانى به « اقدس » اضافه
مىكنند و از هر يك معنائى عليحدّه و جدا از ديگرى اراده مىنمايند.
فيض اقدس: مقصود از آن فيض حقّ در مرتبه و احديّت است كه عبارت
از تجلّى ذاتش بوده و آن موجب وجود اشياء و استعدادات آنها مىباشد باين نحو
كه ابتداء در حضرت علميّه و سپس در حضرت عينيّه خودنمائى مىنمايد چنانچه
خود در حديث شريف قدسى فرمود:
كنت كنزا مخفيّا فاحببت ان اعرف، فخلقت الخلق لكى اعرف.
فيض مقدّس: فيض مقدّس بر فيض اقدس مترتّب مىباشد چه آنكه
بواسطه فيض اقدس اعيان ثابته و استعداد اصليّه آنها در عالم علم تحصّل پيدا
مىكند و بوسيله فيض مقدّس اعيان و لوازم آنها در جهان خارج وجود پيدا ميكنند.
از فيض مقدّس به نفس رحمانى و وجود منبسط نيز تعبير كردهاند.
قوله: الّتى بها يطرد الاعدام عن الماهيّات: ضمير در « بها » به وجودات راجع
است.
قوله: و الاوّلان: يعنى وجود مطلق و حصّة الوجود.
قوله: زايدان على الثّالث: يعنى انحاء وجودات خاصّه.