فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٤٤ - معناى نفس الامر
پس در نتيجه بايد گفت:
مراد از كلمه « امر » در « نفس الامر» نفس شيىء مىباشد فلذا وقتى گفته
ميشود: الاربعة فى نفس الامر كذا (عدد چهار در نفس الامر چنان است) معنايش
اينستكه عدد چهار فى حدّ ذاتها چنان مىباشد.
پس لفظ « الامر » در عبارت « نفس الامر» از باب قرار دادن اسم ظاهر
بجاى ضمير مىباشد.
شرح فارسى:
توضيح
نفس الامر با بدو معنا تفسير كردهاند:
تفسير اوّل
كه مشهور گفتهاند اينستكه امر بمعناى شيىء است قهرا معناى اينكلمه
« نفس الامر» ذات الشّيىء ميشود و معناى كلام قبلى اين است.
ملاك صدق در قضاياى ذهنى اينستكه نسبت حكميّه در آنها با حدّ ذات
اشياء مطابق باشد و مقصود از حدّ ذات يا ماهيّات آنها است بدون لحاظ وجودشان
يا خصوص اعتبار وجودشان است چه وجود ذهنى و چه خارجى و حاصل اين تفسير
اين است كه مناط صدق در قضاياى ذهنى بتطابق نسبت حكميّه است با مرتبه ماهيّت
آنها يا با وجودشان پس قضيّه:
انسان حيوان است يا انسان در خارج وجود دارد و يا مثلا قضيّه:
كلّى در ذهن است تمام از قضاياى ذهنيّه صادقه هستند امّا ذهنيّهاند بخاطر
اينكه حكم در آنها بر افراد موجوده در ذهن شده است و امّا صادقند زيرا حكم به
حيوانيّت انسان با مرتبه ماهيّتش مطابق است يا حكم بوجودش در خارج با مرتبه
وجود خارجيش موافق است چنانچه در قضيّه سوّم حكم بوجود كلّى در ذهن با مرتبه
وجود ذهنى كلّيّات منطبق است.
و از اين توضيح معلوم ميشود نفس الامر باين تفسير مقابل فرض و تقدير است