فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٠٨ - كلام مرحوم مصنف
الكيف بالذّات فانكان الوجود كما فى قوله « و من حيث وجودها فى
النّفس» و كما فى عبارة تلميذه فى الشّوارق فالوجود ليس بجوهر و
لاعرض.
ترجمه:
سؤال
وقتى مقولاتى كه تعقّل و تصوّر شدهاند كيف بالذّات باشند مفهوم
كيف در آنها مأخوذ است همانطورى كه هر طبيعتى در فردش مأخوذ مىباشد و
مفاهيم مقولات نيز با نفس معقولات و موجودات متصوّره در ذهن بوده يا جزء آن
مىباشند كه در ايندو فرض اجتماع متقابلين و ضدّين لازم مىآيد:
و اگر مقولات متعقّله كيف بالغرض باشند همانطوريكه صدر المتألّهين
بعد از اينكلام كه از وى نقل شد خود بآن اعتراف نموده بناچار مىبايد به كيف
ما بالذّات منتهى شوند، پس اين كيف بالذّات چيست؟
اگر وجود باشد چنانچه در قول صدر المتألّهين اشاره بآن است كه
فرموده: و از حيث وجودشان در نفس الخ.
و نيز شاگرد ايشان مرحوم لاهيجى در شوارق همينطور فرموده است.
در جواب مىگوئيم:
وجود نه جوهر بوده و نه عرض.
شرح فارسى:
توضيح
نقد
طبق تقريرات قبلى وجود ذهنى مقولات عشره كيف بالذّات مىباشد
پس اگر شيئ در خارج جوهر بود و در ذهن تصوّر شد، مبدّل بمقوله كيف مىشود
و بمقتضاى اينكه اين كيف مصداقى از مفهوم كيف است لا جرم مىبايد مفهوم
كيف در اينمقولهاى كه تعقّل شده و به مقوله كيف در ذهن تبديل شده اخذ شده