فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٤ - رأى حكماء مشاء و اشراق در اصالت وجود و ماهيت
توضيح
قائلين به اصالت وجود مىگويند:
فصول الحكمة، شرح فارسى بر منظومه (مبحث الهيات) ؛ ج١ ؛ ص٧٤
لا لفظ « انسان » داراى مفهوم واحدى است و آن عبارتست از « حيوان
ناطق» و در خارج بازاء اين مفهوم حقيقتى است كه انسان خارجى باشد و آثار و
افعال تماما از همين حقيقت خارجى ناشى و صادر مىگردد.
سپس گفتهاند:
عينا در مبحث اصالت وجود مىگوئيم:
لفظ « وجود » داراى مفهومى بسيط بوده كه در خارج بازائش حقيقت
بسيطه نوريّهاى قرار گرفته كه تمام بركات و خيرات مستند بآن مىباشد و امّا از
ماهيّت در خارج بايد بگوئيم هيچ خبرى نبوده و اساسا ماهيّت حقيقت و چيزى
نمىباشد بلكه از همان حقيقت وجود در خارج آنرا انتزاع مىنمائيم پس
موجوديّتش بنفس وجود مىباشد باينمعنا اگر مىگويند ماهيّت انسان موجود است
يعنى وجودش موجود مىباشد چنانچه وقتى مىگويند زيد پدرش عالم است
صفت عالم بودن را براى خود زيد ثابت نكرده بلكه براى متعلّقش يعنى پدر وى
اثبات نمودهايم پس حمل « موجود » بر ماهيّت از قبيل حمل عالم بر زيد است
بخلاف زمانيكه مىگوئيم: وجود موجود است چه آنكه در اينصورت از قبيل زيد
عالم است مىباشد.
و قائلين باصالت ماهيّت عين اين تقرير را براى ماهيّت مىنمايند.
قوله: و مفهوم حاك عنه: ضمير در « عنه » به وجود راجع است.
قوله: متّحد به: ضمير در « به » به وجود عود مىكند.
قوله: و هو قول المحقّقين من المشّائين: ضمير « هو » به « احدهما » راجع است.
مؤلّف گويد:
در وجه تسميّه اين دسته از حكماء به « مشّائين » گفتهاند:
چون ايشان مشى ارسطو را دنبال نمودهاند از اينرو باين اسم مشهور