فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٥ - جواب مصنف(ره) از دليل مذكور
شدهاند.
قوله: و هو مذهب شيخ الاشراق: ضمير « هو » به « ثانيهما » راجع است.
مؤلّف گويد:
در وجه تسميه شيخ به « شيخ اشراق» گفتهاند:
وى حكمت مشرق زمين را با اين مبنا زنده نمود.
برخى نيز گفتهاند:
وجه تسميه وى به شيخ اشراق آنستكه مبناى اين حكمت بر كشف و
اشراقات معنوى است.
شرح عربى: مثل انّ الوجود لو كان حاصلا فى الاعيان لكان موجودا فله ايضا وجود و
لوجوده وجود الى غير النّهاية.
و هو مزيّف بانّ الوجود موجود بنفس ذاته لا بوجود آخر، فلا يذهب الامر
الى غير النّهاية.
و قس عليه سايرا دلّته المذكورة با جوبتها فى المطوّلات و لا نطيل هذا
المختصر بذكرها.
ترجمه:
دليل قائلين باصالت ماهيّت
مثلا گفتهاند:
وجود اگر در اعيان حاصل باشد پس در حقّش بايد بگوئيم وجود موجود
است و براى وجودش نيز وجود ديگرى بايد باشد و اين امر تا بىنهايت ادامه پيدا
مىكند.
جواب مصنّف (ره) از دليل مذكور
اين استدلال ضعيف است، زيرا وجود موجود است بنفس ذاتش نه