فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٦ - جواب مصنف(ره) از دليل مذكور
بوجود ديگرى، پس امر تا بىنهايت استمرار و ادامه پيدا نمىكند.
و باقى ادلّه ايشان يا جوابهايشان را كه در كتب مطوّله مسطور است بر
همين دليل قياس نما و ما چون ذكر آنها را سبب طولانى شدن اين كتاب مختصر
مىبينيم از آوردن آنها صرفنظر مىنمائيم.
شرح فارسى:
توضيح
مرحوم مصنّف بجهت اختصار به بعضى از ادّله قائلين باصالت ماهيّت
اشاره نموده و باقى را به كتب مطوّله و مبسوطه ارجاع مىدهند.
از جمله براهين ايشان اينستكه گفتهاند:
اگر وجود در اعيان خارجيّه و ايشاء عينيّه اصالت داشته باشد پس
مىتوان گفت الوجود موجود و بمقتضاى معنائيكه در مشتقّ مىباشد موجود كه
همان وجود است معنايش شيئ ثبت له الوجود مىگردد.
پس براى وجود، وجود ديگرى ثابت شد دو مرتبه آن وجود ضمنى و ثابت
معنايش موجود است يعنى در حقّش مىتوان گفت: الوجود موجود و بهمين ترتيب
تسلسل پيش مىآيد و چون تسلسل امر محال وباطلى است پس ملزوم آن هم كه
اصالت وجود باشد باطل و فاسد است.
مرحوم مصنّف در تضعيف اين برهان چنين مىفرمايد:
اگر وجود در اعيان اصالت داشته باشد صحيح است كه معنايش موجود
مىباشد ولى اشكال مذكور زمانى متوجّه مىشود كه موجود بلحاظ نفس وجود
نباشد بلكه واسطه در اثبات آن (علّت) وجود ديگرى باشد و حال آنكه ما چنين
نگفته بلكه مىگوئيم:
الوجود موجود بنفسه لا بوجود آخر.