فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٩ - دليل پنجم براى اصالت وجود
صوادر و آثار حقتعالى صرفا ماهيّات متخالفهاى بوده كه در سؤال بما هو از هر يك
جوابى بايد گفته شود و در حقّشان بگوئيم:
مجرّد كجا و مادّى كجا!
آسمان كجا و زمين كجا!
انسان كجا و اسب كجا!
و همچنين ماهيّات ديگر و در نتيجه بايد گفت:
پس وجه واحد خداوند كه در آيه شريفه «اينماتولّوا فثّم وجه اللّه» بآن اشاره
شده كجا خواهد رفت!
چه آنكه معلوم و روشن است كه وجه واحد بايد واحد باشد.
و نيز بايد بگوئيم:
كلمه « كن » كه واحد بوده و آيه شريفه: و ما امرنا الّا واحدة بآن دلالت
دارد كجا مىرود!
بخلاف زمانيكه وجود يعنى حقيقتى كه بر آن وحدت دوران داشته بلكه
عين آن بوده اصيل باشد چه آنكه تمام متخالفات و متعدّدات در آن با هم توافق
و سازش داشته و جمله متمايزات با هم در آن تشارك دارند و آن جهت نورانى
است كه ظلمات در آن محو و زائل مىگردند.
و آن عبارتست از كلمه و مشيّت و رحمت واسعه حقتعالى و نيز غير اينها
از صفات فعلى ديگر حقتعالى.
شرح فارسى:
توضيح
شرح اندساد توحيد افعالى
مقصود از توحيد افعالى آنستكه تمام موجودات كه فعل خداوند و اثر او
هستند با هم متّحد مىباشند و شرح انسداد اين توحيد بفرض اصالت ماهيّت چنين
است: