فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٩ - دليل پنجم براى اصالت وجود
الاختلاف و تصحّح الغيرية و اين احدها من الآخر لا الهوهويّة و لم يتمّ
مسئلة التّوحيد التّى هى أسّ المسائل.
ترجمه:
دليل ششم براى
اصالت وجود
دليل ششم براى اصالت وجود كلام ما در متن است كه گفتهايم:
اگر وجود اصالت نداشته باشد، هرگز وحدت حاصل نمىشود، زيرا غير
وجود كه ماهيّت باشد چه آنكه اصالت آن مورد نزاع است محلّ انتشار كثرت
مىباشد، و وقتى امر چنين بود توحيد ذاتى حقتعالى و نيز توحيد صفاتى حضرتش
كه منحصرا بواسطه حقيقت وجودى كه با آن وجودا و عدما دوران و جريان دارد
تحقّق نمىيابد.
بيان و توضيح
بيان اين دليل آنستكه بگوئيم:
اگر وجود اصيل نباشد اساسا و بهيچ وجهى وحدت حصول پيدا نمىكند
زيرا ماهيّت محلّ انتشار كثرت و موجب حصول كثرت بوده و فطرت و جبلّت آن
اختلاف مىباشد چه آنكه ماهيّات ذاتا با يكديگر مختلف بوده و بدينوسيله متكثّر
مىباشند و همين ماهيّات بوده كه غبار كثرت و رنگ تكثّر بوجود مىدهند، زيرا
وجود بواسطه تكثّر موضوعات واجد يك نوع كثرت مىباشد و بهر تقدير ماهيّت
متكثّر و مختلف است چنانچه وجود مركزى است كه فلك وحدت بدور آن در
جريان و حركت است و وقتى وحدت حاصل نشد اتّحاد نيز كه عبارت از هو
هويّت است همچون اتّحاد انسان با كاتب در مثال: الانسان كاتب و اتّحاد كاتب
با ضاحك در الكاتب ضاحك منتفى مىگردد چه آنكه فرض آنستكه جهت وحدت
يعنى وجود اعتبارى است و اصل شيئيّت ماهيّت انسان و مفهوم كاتب و ضاحك
است و مفاهيم حقيقت و ذاتشان اختلاف و مصحّح غيريّت مىباشد از اينرو هيچ